
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
217باز در جای دیگر، قرآن مردم را به سه قسمت میكند: ﴿وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً* فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ* وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ* وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ* أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ﴾.1 و در آخر سوره میفرماید: ﴿فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ* فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ* وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ* فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ* وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ* فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ* وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ﴾. منظور از مقرّبان درگاه خدا خصوص أئمّه اطهار علیهم السّلام هستند و افرادی كه در سایه تعلیم آنها به مقصود رسیده و در حرم خدا آرمیده و به خطاب ﴿يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً﴾ مشرّف شدهاند. و مراد از اصحاب یمین مردمی هستند كه در راه شریعت و تبعیّت از امام بوده ولی به مقصد نرسیده و مقام و منزلت قرب برای آنان حاصل نشده است. و مراد از اصحاب المشئمة كه آنها را از مكذّبین ضالّین قلمداد میكند مردم خودسر و خود رأی هستند كه به آراء و افكار خود میبالند و از پیروی امام سر میپیچند. و این حقیقت را أمیرالمؤمنین علیه السّلام برای كمیل بن زیاد نَخَعی بیان میفرماید.
قالَ كُمَيلُ بنُ زِيادٍ: أَخَذَ بِيدَی أميرُالمؤمنِينَ عَلِیٌّ بْنُ أَبِيطالبٍ عليه السّلام فَأخرَجَنِی إلی الجَبّانِ فَلَمَّا أصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَداءِ ثُمَ قالَ: يا كُمَيْلُ إنَّ هَذِهِ القُلُوبَ أوعِيَة فَخَيرُها أوْعاها، فَاحْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَكَ: النّاسُ ثَلثَة: فَعالِمٌ رَبّانِیُّ، وَ مَتعَلِّمُ عَلی سَبِيلِ نَجاة، وَ هَمَجٌ رَعاعٌ أتباعُ كُلِّ ناعِقٍ، يَميلونَ مَعَ كُلِ ريحٍ، لَم يَسْتَضيئوا بنورِ العِلْمِ، وَ لَمْ يَلْجَأُوا إلی رُكنٍ وَثِيقٍ.2
«كمیل بن زیاد میگوید: أمیر المؤمنین علیّ بن أبیطالب علیه السّلام دست مرا گرفت و به سوی مقبره به راه افتادیم. چون حضرت وارد صحرا شد نفسی عمیق كشید و فرمود: ای كمیل این دلها ظرفهائی است و بهترین آنها آن دلی است كه گنجایشش بیشتر باشد. آنچه من با تو میگویم حفظ كن و از خاطرت محو مساز. مردم سه دسته هستند: عالمی است عارف به خدا و مربّی گم گشتگان به وادی حقیقت، و شاگردی است كه در پیروی از آن عالم راه نجات را میپیماید، و مردمی هستند نادان و بی فكر، اوباش و بی منزله و قیمت كه به دنبال هر صدائی كه بلند شود.
- سوره واقعه ٥٦ ـ آیات ٧ الی ١١ و ٨٨ الی ٩٤.
- «نهج البلاغة» جزء دوّم، ص ١٧١
