
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
216تنها بدون هیچ رابطهای از زن و فرزند، و پدر و مادر، و خواهر و برادر، و شریك و همسایه، و حاكم و محكوم، و رئیس و مرئوس در جزیرهای سبز و خرّم زندگی كرده و از همه مواهب مادّیّه متمتّع شود باز این نگرانی و اضطراب در او هست، خاطرات پریشان او را رنج میدهد و هر لحظه كه به یاد نقاط ضعف و نقصان خود میافتد در پریشانی واقع میشود، حسّ دوری از حریم امن و امان الهی كه منزلگه واقعی اوست تمام نعمتهای این جزیره خرّم را بر او زهر نموده و مناظر زیبای آنها را چون هیاكل غول و دیو جلوه میدهد. بشر تا به خدا ربط پیدا نكند آرام نمیگیرد، آرامش او فقط و فقط با انس با خداست ﴿أَلا بِذِكْرِ اللَهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾1.
آرامش و سكون خاطر و ذكر خدا در دل جای نمیگیرد مگر به تعلیم مربّی كامل كه همه راههای آخرت را طیّ كرده و به سَلُونِی قَبْلَ أَن تَفْقِدُونِی زبانش گویا است. او است كه میتواند راهبر شود نه آن كه خود فاقد این صفت است. بشر یا باید به این مرحله برسد و یا باید در تحت تعلیم و تربیت شخص رسیده قرار گیرد، اوّلی امام است و دوّمی مأموم، و فرض ثالثی وجود ندارد. در قرآن كریم حكایت زبان جهنّمیها را بیان میكند كه آنها به خازنان جهنّم میگویند: ﴿وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ* فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ﴾.2
«اگر ما یا خود به مقامی رسیده بودیم كه مستقّلًا درك میكردیم و احتیاج به هیچ گونه مربّی نداشتیم و یا پیروی از شخصی مینمودیم كه او به مقام عقل و ادراك حقائق و اسرار رسیده و مستقّلًا مورد افاضات حضرت سبحان قرار گرفته بود، در امروز از مردم جهنّم نبودیم. جهنّمیها اعتراف به گناه خود میكنند پس مرگ و نابودی باد بر آنان». از این آیه استفاده میشود كه گناه اصحاب سعیر كه یاران جهنّم باشند فقط خود سَر بودن و به آراء شخصیّه عمل كردن و در تحت تربیت امام نرفتن است گرچه در نزد خود دارای افكار عالی و پسندیده باشند ولی آن كافی نیست. یا باید شخص به مقام عقل مستقلّ بدون نیاز به عوامل خارجی برسد یا از چنین عقلی شنوا و پذیرا باشد و گرنه جای او در دوزخ نفس امّاره و آراء باطله و خاطرات شیطانیّه بوده و مقام تجسّم آنها در عوالم دیگر به صورت جهنّمهای برافروخته خواهد بود.
- سوره رعد، ١٣: آیه ٢٨
- سوره ملك ٦٧ ـ آیه ١٠ و ١١
