
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
215نیستند ولیكن پیغمبران به درجات آنها در نزد خدا غبطه میخورند». و امّا دلیل نقلی بر وجود امام بسیار است كه از شیعه و سنّی روایت شده است.1 الی آخر ما ذكره من الروايات.
نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست
البتّه بر ناقد بصیر و مؤمن خبیر پوشیده نیست كه این نحوه از استدلال بر لزوم امام را كه مبتنی بر حفظ اجتماع و تمدّن بشر و براساس رعایت حقوق و عدم تجاوز به دیگران و پیدایش مدینه فاضله بر پایه تعاون بقاء نه تنازع بقاء است بسیاری از متكلّمین اقامه نموده و به این برهان و نظیر آن خواستهاند مسأله لزوم نیاز به وجود امام را اثبات كنند و لیكن مقام امام از این مسؤولیّت بالاتر و وظیفه او با ارجتر است. در روایاتی كه داریم مطالبی عجیب راجع به شخصیّت امام به چشم میخورد مانند آنكه حیات بشر بستگی به او دارد و اگر او نباشد زمین اهلش را در كام خود فرو میبرد و او ریسمان خداست، و اسم اعظم، و آیت كبرای حقّ، و قوام عوالم، و والی كاخ آفرینش، و مایه زندگی دلها، و اطمینان قلوب است. و لذا اگر كسی در مقابل برهان فوق بگوید: اگر حكمای خبیر و عقلای هر ملّت قانون عدل را طبق آراء و سلیقه خود بر آن ملّت اجرا كنند و افراد را در تحت تعلیم و تربیت صحیح بر پیروی از آن قانون عادت دهند و از دوران كودكی با تلقینات روحی روحِ كودك را از دروغ و دزدی و هر گونه خیانت و جنایتی بر حذر دارند به طوری كه در بعضی از كشورهائی كه از خدا خبری ندارند دیده میشود كه چقدر رعایت نظم و آداب را میكنند دیگر چه نیازی به امام داریم، و اگر فائده امام حفظ مردم از تعدّیات است به غیر امام هم ممكن است و تجربه نیز نشان داده است، در اینجا این نحوه از استدلال دیگر زمینهای پیدا نمیكند.
ولی همانطور كه ذكر شد مقام امام منحصر به حفظ عدالت و توازن در حقوق نیست بلكه امام رابطه خلق و خالق است. بشر چون در عالم طبع قدم گذارد و از نسیم عالم قدس به دور افتاد و از نفحات ربّانیّه و جلوههای ملكوتیّه محروم ماند در خود كه صاحب مسند این مقام است نگرانی و اضطراب مشاهده كرد خواه متمدّن باشد خواه نباشد، خواه در اجتماع زیست كند یا نكند. و بنابراین اگر فرض كنیم بشری
- «شرح صحیفه» سیّد علیخان، ص ٥٠٠
