
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
210وَ لَا تَصْلُحُ الوُلاة مِن غَيْرِهِمْ1 «كجا هستند كسانی كه از روی دروغ و دشمنی با ما ادّعا میكنند كه آنان استواران در عِلمَند؟ در حالی كه خداوند درجه و منزلت ما را بلند نموده و مقام آنها را پست قرار داده است، و از نعمتهای علوم و معارف خود ما را بهرهمند فرموده و آنها را محروم كرده است، و در ایمان و توحید و درجات قرب، ما را داخل كرده و آنان را خارج نموده است. به واسطه ماست كه هدایت در میان افراد بشر قسمت میشود و هر كس بهره خود را از آن در مییابد، و به واسطه ماست كه روشنائی چشم و نور باطن در دل مردم ظهور میكند و هر كس میتواند پردههای ظلمات جهل را پس زده و به نور بصیرت دیدگانش روشن گردد. پیشوایان و رهبران اجتماع پیوسته از طایفه قریش بوده و در آل محمّد از طایفه بنی هاشم قرار داده شدهاند. امامت و رهبری برای غیر آنان سزاوار نیست و جایز نیست كه حكمفرمایان امّت از غیر آنها بوده باشند».
و در خطبه ١٤٥ میفرماید: وَ اعْلَمُوا أنَّكُم لَن تَعْرِفُوا الرُّشدَ حَتَّی تَعْرِفوا الَّذی تَرَكَهُ، وَ لَنْ تَأخُذُوا بِمِيثاقِ الكِتابِ حَتَّی تَعْرِفُوا الَّذی نَقَضَهُ، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِهِ حَتّی تَعْرِفُوا الَّذی نَبَذَهُ، فَالتَمِسُوا ذَلِكَ مِن عِندِ أهلِهِ فَإنَّهُمْ عَيْشُ العِلْمِ وَ مَوْتُ الجَهْلِ، هُمُ الَّذينَ يُخْبِرُكُم حُكْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ وَ صَمْتُهُمْ عَنْ مَنطِقِهِمْ وَ ظَاهِرُهُمْ عَن بَاطِنِهِمْ لَا يُخالِفُونَ الدِّينَ وَ لَا يَخْتَلُفُونَ فِيهِ، فَهُوَ بَيْنَهُمْ شَاهِدٌ صَادِقٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ.2
«و بدانید كه هرگز راه مستقیم و سعادت را نخواهید شناخت مگر آنكه بشناسید كسی را كه آن راه را ترك كرده است تا از فعل او تبرّی جوئید و به ضدّ آن كه راه حقّ است بگرائید، و هیچگاه عهد و پیمان قرآن كریم را بر ذمّه و عهده خود قرار نمیدهید مگر آنكه بشناسید كسی را كه آنرا نقض كرده و درهم شكسته است، و در عمل به قرآن كریم ثابت قدم و استوار نمیشوید و به آن چنگ نمیزنید و متمسّك نمیگردید مگر آنكه بشناسید كسی را كه آنرا از درجه اعتبار ساقط كرده و عملًا به دور انداخته است (یعنی یكی از شرائط فهم كتاب خدا و تمامیّت درجه معرفت به آن شناختن مخالفان قرآن و منكران آن است، و تا أئمّه ضلال شناخته نشوند و از قول و
- «نهج البلاغة» جزء اوّل، ص ٢٦٢.
- «نهج البلاغة» خطبه ١٤٥ جزء اوّل ص ٢٦٧، و «ینابیع المودّة» ص ٤٤٦.
