
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
203ردّ و بدل شد از جمله مناقبی را كه قیس بن سعد درباره أمیر المؤمنین به معاویه میگوید استشهاد به آیه ﴿إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ﴾ است كه قیس میگوید در شأن أمیرالمؤمنین علیه السّلام نازل شده است.1
روایات داله بر اینكه مراد از هادی عموم ائمّه اهل بیت «علیهم السلام» میباشند
طبقه هشتم ـ روایاتی است كه دلالت دارد بر آنكه مراد از هادی تنها أمیرالمؤمنین علیه السّلام نیستند بلكه ائمّه اهل بیت علیهم السّلام یكی پس از دیگری مصداق برای عنوان هادی میباشند. و این روایات به دو دسته تقسیم میشوند.
دسته اوّل ـ روایاتی است كه میفهماند قرآن مجید درباره شخصی بخصوصه نازل نشده است زیرا در این صورت به مرگ آن شخص قرآن مجید یا آن آیه از آن نیز میمرده است. و چون كتاب خدا همواره زنده است لذا برای آیات آن همیشه مصداق زنده و گویا باید وجود داشته باشد. سیّد بحرانی و مجلسی از «تفسیر عیّاشی» از عبد الرحیم قصیر روایت كردهاند كه: قَالَ: كُنتُ يَوماً بينَ الايّامِ عِندَ أبی جعفَرٍ عليه السّلام فَقالَ: يا عَبدَ الرَّحيم، قُلْتُ: لَبَّيْكَ، قالَ: قَوْلُهُ ﴿إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ﴾ قالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَه عليهِ وَ آلهِ وَ سلَّم: انَا المُنذِرُ وَ عَلِیٌّ الهادی، مَنِ الهادی إلی اليَومِ2؟ فَسَكَتُ طَويلًا ثُمَّ رَفَعْتُ رَأسی فَقُلْتُ: جِعِلْتُ فِداكَ هِیَ فِيكُمْ تَوارَثُونَها رَجُلٌ فَرَجُلٌ حَتَّی انْتَهَت إلَيكَ فَأنتَ جُعِلْتُ فِداكَ الهادی. قالَ: صَدَقْتَ يا عَبْدَ الرَّحِيمِ إنَّ القُرآنَ لَا يَمُوتُ وَ الايَة حَيَّة لَا تَمُوتُ فَلَوْ كَانَتِ الاية فِی الاقوامِ مَاتُوا فَمَاتَ القُرآنَ وَ لَكِن هِیَ جَارِيَة فِی الباقِينَ كَما جَرَتْ فِی الماضِينَ. وَ قَالَ عَبدُ الرَّحِيمِ: قالَ أبو عَبداللَهِ عليه السّلام: إنَّ القُرآنَ حَیُّ لَمْ يَمُتْ وَ إنَّهُ يَجری كَما يَجرِی اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ كَما يَجْرِی الشَّمْسُ وَ القَمَرُ وَ يَجْرِی عَلی آخِرِنا كَما يَجْرِی عَلی أَوَّلِنَا.3
«عبد الرحیم قصیر گوید: من روزی از روزها نزد حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام بودم. آن حضرت فرمود: ای عبد الرحیم! عرض كردم: بلی، فرمود: در آیه ﴿إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ﴾ رسول خدا فرموده است مراد از منذر من هستم و
- «غایة المرام» ص ٢٣٦ حدیث چهاردهم نقلًا عن سلیم بن قیس هلالی كوفی، و «تفسیر برهان» ج ١، ص ٥١٩.
- در «تفسیر برهان» لفظ الی را آورده است، و در «غایة المرام» نیز آورده لكن در «بحار الانوار» مجلسی نیاورده است
- «غایة المرام» ص ٢٣٧ حدیث شانزدهم و «تفسیر برهان» ج ١، ص ٥١٩ و «بحار الانوار» ج ٩، ص ٧٦.
