
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
195هادٍ﴾ آورده است كه قال علی: رسول اللَه المنذر و انا الهادی. «رسول خدا دعوت كننده به خدا و من هادی هستم». و سپس گوید: این روایت را ابن عساكر در «تاریخ دمشق» در ترجمه علی بن أبیطالب در تحت عنوان حدیث ٩١٤ از عبّاد بن عبد اللَه آورده است.
و نیز در «منتخب كنز العمال» كه در حاشیه «مسند احمد» است جلد اوّل ص ٤٥١ در اوّل تفسیر سوره رعد از ابن ابی حاتم روایت كرده است، و حاكم در «مستدرك» در حدیث ٧٧ در باب مناقب امیر المؤمنین ج ٣ ص ١٢٩ با سند متّصل خود از عباد بن عبد اللَه اسدی این روایت را از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت كرده است، و سپس گفته است كه: این حدیث تمام اسنادش صحیح است. و شیخ محمد باقر محمودی بعد از بیان این حدیث گوید: در اینجا درد تعصب جاهلی و دشمنی با امیر المؤمنین علیه السّلام بر ذهبی هیجان كرده و در «تلخیص» خود بر «مستدرك» گفته است: این حدیث دروغ است قبح اللَه واضعه. لیكن بعد از این روایاتی كه بیان شد با كمال اطمینان باید گفت: این حدیث صحیح است قبح اللَه منكره و جاحد مزايا اهل البيت و من يتكلم فی العلم بالجهل. و سپس گوید: این حدیث را نیز در «كنز العمّال» ج ١ ص ٢٥١ روایت كرده و گفته است كه: ابن ابیحاتم آن را تخریج كرده است.1
طبقه پنجم ـ روایاتی است از امیرالمؤمنین علیه السّلام كه میفرماید: مراد از هادی در آیه مردی از بنیهاشم است، و مراد آن حضرت از مرد هاشمی خود آن حضرت است. مانند روایاتی را كه سیوطی گوید: عبد اللَه بن احمد بن حنبل در «زوائد المسند» و ابن ابی حاتم و طبرانی در «اوسط» و حاكم با تصحیح خود در «مستدرك» و ابن مردویه و ابن عساكر تخریج كرده و در عبارت آنها لفظ رَجُلُ مِن بَنی هاشم آمده است2 و نیز ثعلبی در تفسیر خود از سدّی از عبد خیر از علی بن أبیطالب علیه السّلام روایت كرده است كه فرمود: المنذر النبی صلّی اللَه عليه و آله و سلّم و الهادی رجل من بنی هاشم ـ يعنی نفسه3 ـ «مراد از منذر رسول خداست و مراد از هادی مردی است از
- پاورقی «شواهد التنزیل» ج ١ ص ٣٠١.
- «الدر المنثور» ج ٤ ص ٤٥، و «تفسیر المیزان» ج ١١ ص ٣٦٠ نقلا" عن «الدر المنثور».
- «غایة المرام» ص ٢٣٥ حدیث پنجم، و «مناقب» ابن شهرآشوب ج ١ ص ٥٦٧، «ینابیع الموده» باب ٢٦ ص ٩٩. و نیز عین این روایت را حموینی با سند خود از ابو هریره تخریج كرده است.
