
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
186نمودن عصا، و زنده كردن مردگان، و شتر زنده از كوه بیرون آوردن، و قرآن كریم را بر مردم عرضه داشتن، مردم را به سوی خدا هدایت میكنند. این قول را فخر رازی از قاضی نقل كرده و گفته است كه با این معنی، آیه منتظم بوده و این وجه صحیحی است1 و نیز شیخ طبرسی این قول را از ابن عباس در روایت دیگر و از قتادة و زجاج و ابن زید نقل كرده است.2
سیوطی گوید: ابن شیبة و ابن جریر و ابن منذر و ابن ابی حاتم و ابو الشیخ از مجاهد تخریج روایت كردهاند فی قوله تعالی: ﴿إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ﴾، قال: المنذر محمّد صلّی اللَه عليه و آله و سلّم و لكل قوم هاد نبی يدعوهم الی اللَه3 «مجاهد گفته است: مراد از منذر محمد است، و مراد از هادی پیغمبر هر زمانی است كه مردم را به سوی خدا دعوت مینموده است».
این تفسیر خلاف ظاهر آیه نیست و لیكن باید گفت: چرا رهبران به سوی خدا اختصاص به پیغمبران داشته باشند؟ اوصیای پیغمبران مانند حضرت یوشع بن نون، و شمعون صفا، و علی بن أبیطالب و سایر ائمه طاهرین حقّاً هدایت كنندگان بشر به سوی خدا هستند كه با نور خدا و با هدایت خدا مردم را رهبری میكنند.
و بنابراین وجه چهارم پیدا میشود و آن اینكه بگوئیم: مراد از هادی، هر هدایت كنندهای است به سوی خدا اعمّ از پیغمبران و اوصیای آنها، و در آیه مباركه، خود رسول خدا مصداق هادی هستند و ائمه طاهرین نیز مصداق این عنوان هستند. و این قول را در تحت عنوان احتمال چهارم در «مجمع البیان» نقل كرده است و گفته است: المراد بالهادی كل داع الی الحق4 و علّامه طباطبائی مد ظلّه السّامی نیز این احتمال را تقویت نمودهاند5 و سیوطی گوید: ابن جریر و ابن ابی حاتم و ابو الشیخ تخریج روایت كردهاند از ابن عبّاس كه او گفته است: ﴿وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ﴾، قال: داع6 «مراد از هادی هر داعی به سوی پروردگار است».
- تفسیر فخر ج ١٩ ص ١٣.
- تفسیر مجمع ج ٣ ص ٢٧٨.
- «تفسیر مجمع البیان» ج ٣ ص ٢٧٨.
- همان.
- «تفسیر المیزان» ج ١١ ص ٣٣٥ و ص ٣٥٩.
- «الدر المنثور» ج ٤ ص ٤٥.
