
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
171و رسالت را میدیدم و بوی خوش نبوّت را استشمام میكردم، و در وقتی كه وحی بر پیغمبر نازل شد صدای ناله شیطان را شنیدم، عرض كردم: ای رسول خدا این ناله چیست؟ رسول خدا فرمود: این شیطان است چون مأیوس شده كه دیگر او را عبادت كنند این چنین ناله میزند. ای علی تو میشنوی آنچه را كه من میشنوم و میبینی آنچه را كه من میبینم فقط فرقی كه هست آنكه تو پیغمبر نیستی ولیكن تو وزیر من هستی و تمام كارهای تو صحیح و بر پایه اختیار و امضای خداست».
از این خطبه حضرت به خوبی استفاده میشود كه أمیر المؤمنین یك درجه پائینتر از رسول خدا بوده و نسبت به مقام نبوّت مقام وزارت را داشتهاند و تمام كمالات و معارف او از جانب رسول خدا بوده است، و حضرت رسول در حجاب اقرب خدا و أمیرالمؤمنین علیه السّلام یك پلّه پائینتر بودهاند و مقام توحید و اخلاص و حَمد نیز از رسول خدا به آن حضرت رسیده است، چنانچه در «تفسیر فرات بن ابراهیم» با سلسله سند متّصل خود از حضرت صادق از پدرش از پدرانش از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم روایت كرده است كه: «چون خداوند تبارك و تعالی جمیع خلائق را در روز قیامت جمع كند مقام محمود را به من وعده دهد و به وعده خود وفا كند. در روز قیامت منبری برای من نصب كنند كه هزار پلّه دارد، من بر آن منبر بالا میروم و در آخرین پلّه مینشینم، در آن حال جبرائیل میآید و لِوای حَمد را در دست من میگذارد و میگوید: ای محمّد این است مقام محمودی كه خداوند به تو عنایت كرده است. من به علیّ بن أبیطالب میگویم: از منبر بالا بیا. او به بالا میآید تا یك درجه مانده به پلّه آخر در آنجا قرار میگیرد و من لوای حَمد را در دست او میگذارم، سپس رضوان خازن بهشت میآید و كلیدهای بهشت را میآورد و به من میدهد و میگوید: ای محمّد این است مقامی كه خدا به تو وعده نموده است و من آنها را به علی میدهم، و پس از آن مالك، خازن دوزخ میآید و كلیدهای جهنّم را در دست من میگذارد و میگوید: ای محمّد این است مقامی كه خدا به تو وعده داده است، دشمنان خود و دشمنان امّت خود را به دوزخ بسپار. من آن كلیدها را به علیّ بن أبیطالب میدهم»1. و نظیر این روایت به همین مضمون بسیار وارد است چنانكه
- «بحار الانوار» ج ٣، ص ٢٨٧ باب الوسیلة فی المعاد.
