
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
169روئیده باشد یا مانند نسبت ذِراع است نسبت به بازو».
و علی أیّ حال چون شهادت به معنی حضور است و شاهد به معنی حاضر است جمله ﴿وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ﴾ دلالت دارد بر آنكه أمیرالمؤمنین علیه السّلام كه از خودِ پیغمبر است پیوسته آن بیّنه و نور الهی در محضر او مشهود بوده و خود واقف و مُسَیْطِر و حاضر بر آن بوده است. و این آیه نظیر همان آیه سابق الذّكر است: ﴿قُلْ كَفى بِاللَهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾1. چون شهید و شاهد یك معنی دارد و ما در آنجا گفتیم كه از آیه استفاده میشود كه شهادت أمیر المؤمنین در ردیف و طراز شهادت خدا قرار گرفته است، در اینجا نیز شهادت آن حضرت در ردیف و طراز نبوّت رسول خدا قرار گرفته است، و معلوم است كه لازمه این شهادت كه حضور بر اسرار و معارف الهیّه و درجات نبوّت است مستلزم وصول به عالیترین درجات قرب و فنای در ذات احدیّت و احاطه كامل بر روابط بین جبرائیل و پیامبر اكرم و متحقّق شدن به معدن حقائق و اشراب شدن از علوم نامتناهیّه پروردگار جلّ و علا است. لیكن باید دانست كه لفظ یتلوه دلالت میكند كه مقامات أمیر المؤمنین علیه السّلام به دنبال و در كنار مقامات رسول اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم است و از اینجا میتوان استدلال به امامت و ولایت آن حضرت بعد از رسول خدا نمود. فیض و كمال از ناحیه رسول خدا به أمیر المؤمنین رسیده است و رسول خدا سَمت استادی و تعلیم و تربیت وی را داشته است، و علاوه نفس رسول خدا از نفس أمیر المؤمنین قویتر بوده است. بنابراین آنچه در بعضی از اشعار بعضی از متصوّفه دیده میشود در مقام، آن حضرت را از رسول خدا برتر میدانند و پیغمبر را مقدّمه و مبشّر برای او قرار میدهند و چه بسا استدلال به بالا رفتن آن حضرت بر شانه رسول خدا در كعبه برای شكستن بتها نموده میگویند مُهر نبوّت در زیر پای علی قرار گرفت تا چه سرحدّ خالی از واقعیّت بوده و كلامی خالی و عاری از حقیقت است. شاهد بر این معنی آنكه أمیر المؤمنین میفرماید: وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِن رَسُولِ اللَهِ صَلَّی اللَه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بِالقَرابَة القَريبَة وَ المَنْزِلَة الخَصِيصَة، وَضَعَنِی فِی حِجرِهِ وَ انَا وَلِيدٌ يَضُمُّنی إلَی صَدْرِهِ، وَ يَكْنُفُنی إلَی فِرِاشِهِ، وَ يُمِسُّنِی جَسَدَهُ، وَ يُشِمُّنی عَرَفَهُ، وَ كَانَ يَمْضُعُ الشّیءِ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ وَ مَا وَجَدَ لِی كَذْبَة فی قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَة فِی فِعْلٍ. وَ لَقَد قَرَنَ اللَهُ بِهِ صَلَّی اللَه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ مِنْ لَدُن أَن كَانَ فطيماً أعْظَمَ مَلَكٍ مِن مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ المَكارِمِ
- سوره رعد ١٣ ـ آیه ٤٣.
