
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
165گفت: از اصحاب رسول خدا مرا با خبر كن. حضرت فرمود: از كدام یك از آنها خبر دهم؟ گفت: از عبد اللَه بن مسعود؟ حضرت فرمود: قَرَأ القُرآنَ ثُمَّ وَقَفَ عِندَهُ «قرآن را قرائت كرد و در همان جا متوقّف شد». گفت: از أبیذرّ خبر بده. حضرت فرمود: عَالِمٌ شَحيحٌ عَلی عِلْمِه «عالمی بود كه بر علمش بخیل بود و میل نداشت كه به نااهل بیاموزد». گفت: به من خبر بده از سلمان. حضرت فرمود: أدْرِكَ عِلْمَ الاوَّلِ وَ الاخِرَة وَ هُوَ بَحْرٌ لَا يُنْزحُ وَ مَن لَكَ بِلُقْمَانَ الحَكِيمِ وَ هُوَ مِنّا أهْلَ البَيْت «سلمان علم اوّل و آخر را آموخت و او دریائی است وسیع كه آبش تمام نمیشود و مثل لقمان حكیم است و او از ما اهل بیت است». گفت: خبر بده مرا از حذیفة بن الیمان حضرت فرمود: عَرَافٌ بِالمُنافِقِينَ، وَ سَأَلَ رَسُولَ اللَهِ عَنِ المُعْضَلَاتِ، وَ إنْ سَأَلْتُمُوهُ وَجَدتُمُوهُ خَبيراً بِهَا «حذیفه منافقین از امّت را خوب میشناخت و از رسول خدا درباره مسائل و قضایای مشكلی سؤالاتی نمود و اگر او را دریابید میبینید كه او به حلّ غوامض و مشكلات، خبیر و داناست». گفت: خبر بده به من از عمّار یاسر؟ حضرت فرمود: خَالَطَ الإسلامُ لَحْمَهُ وَ دَمَهُ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَی النّارِ، كَيْفَما دَارَ الحقُّ دَارَ مَعَهُ «اسلام با گوشت و خون عمّار یاسر آمیخته شده است و بنابراین بدن او بر آتش حرام است و چگونه این طور نباشد با آنكه عمّار پیوسته با حقّ دور میزد و حقّ نیز پیوسته با عمّار دور میزد».
گفت: از خودت خبر بده. حضرت فرمود: قالَ اللَهُ تَعالیَ: ﴿فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ﴾ وَ كَذلِكَ قَالَ: ﴿وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ﴾ «خداوند تبارك و تعالی میفرماید: از خود تعریف و تمجید نكنید؛ و در عین حال میفرماید: از نعمتهائی كه پروردگار به شما داده است برای مردم بیان كنید». كُنتُ أوَّلَ داخِلٍ وَ آخِرِ خَارِجٍ، وَ كُنتُ إذا سَأَلْتُ أعطِيتُ وَ إذا سَكَتُّ ابْتُديتُ، وَ بَيْنَ جَوانِحِی عِلمٌ جَمٌ «أوّل داخل من بودم و آخرین خارج من بودم. چون تقاضا داشتم و سؤال میكردم به من عطا مینمودند و چون سكوت اختیار میكردم خود به خود به من عنایت مینمودند، و در میان پهلوهای من علوم بسیاری است». گفت: از قرآن در حقّ تو چه آیهای فرود آمده است؟ حضرت فرمود مگر سوره هود را نمیخوانی: ﴿أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ﴾؟ آنكه صاحب بیّنه از طرف خدایش بود رسول خداست و آنكه گواه بر او و از او و پیرو اوست من هستم. ابن كوّا گفت: وَ حَقِّكَ لَا اتَّبَعْتُ أحَداً بَعْدَكَ «سوگند به حقّ تو كه
