
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
154حکم حَكَمَیْن نمودند. و عمرو عاص كه حَكَم اهل شام بود أبوموسی اشعری را فریفت و به خدعه و مكر او را وادار به عزل أمیر المؤمنین از خلافت نمود. و بالأخره در اینجا خوارج از لشكر حضرت جدا شده صفّی در مقابل تشكیل دادند و حضرت هم كه حكم حَكَمین را كه به باطل و فریب بود امضاء نفرمود و آماده برای حركت به شام و برانداختن حكومت فاسد معاویه بود، در وقتی كه صد هزار لشكر تهیّه دیده كه كار را یكسره كند شمشیر ابن ملجم مرادی كه یكی از خوارج بود بر فرقش فرود آمده و به حرم امن و امان الهی رهسپار گردید.
عمرو عاص در زمان حیات أمیر المؤمنین به مصر حركت كرد و محمّد بن أبیبكر والی أمیر المؤمنین را كشت و عرش ریاست خود را در آن خُطّه بگسترد و تا آخر عمر از دشمنی با خاندان رسالت كوتاهی نكرد و در مجلس معاویه امام حسن علیه السّلام را تعییر و تعییب كرد.1 و نیز عبد اللَه بن جعفر را سرزنشها نمود.2 امام حسن علیه السّلام و عبد اللَه جوابهای كافی و شافی دادند و سیّئات و جنایتهای آنها را آشكار نمودند.
باری منظور این شرح و تفصیلی كه در احوالات عمرو عاص دادیم أوّلًا ـ ظاهر شد كه ایمان او سطحی بوده و به دل نرسیده بوده است، و لذا همین كه دنیا به او میل كرد دین را زیر پا گذارد و خود را و دین خود را به حكومت مصر فروخت. و ثانیاً ـ عمرو عاص كه دشمن أمیرالمؤمنین بوده است در بدو امر از اعترافات حقّه درباره آن حضرت خودداری نكرده بلكه با صراحت لهجه در آن نامه اوّل كه به سوی معاویه گسیل داشت قریب به بیست منقبت از مناقب مسلّمه را كه به روایات صحیحه در شأن أمیرالمؤمنین علیه السّلام است تذكّر داده است، و الفَضْلُ مَا شَهِدَتْ بِهِ الاعداءُ. و از جمله اعترافات او آیه مورد بحث: ﴿أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ﴾ است كه صراحتاً گفته است شأن نزولش درباره أمیرالمؤمنین علیه السّلام است.
هشتم ـ روایتی است كه از حضرت سجّاد زین العابدین علیه السّلام وارد است. ابن مغازلی به سند خود از عبّاد بن عبد اللَه روایت كرده است كه قَالَ: سَمِعْتُ
- «شرح نهج البلاغة» ابن أبی الحدید، ج ٦، ص ٢٨٧.
- «شرح النهج» ج ٦، ص ٢٩٥.
