اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج4

0
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

امام شناسی ج4

149
  •  به آنچه ما درباره تو قصد داریم از عزّت و اكرام و جاه و قدر و منزلت امیدوار باش، امروز تو را در نزد ما مقامی رفیع و منزلتی ارجمند است.

  •  من سند ولایت و حكومت استانی را به تو خواهم داد كه راضی شوی و ابداً دیگر از ما گلایه نكنی و علاوه، از اموال و احسان خود آنقدر تو را اشباع خواهم نمود كه مورد قبول و پسندت واقع شود».

  •  عمرو عاص این نامه معاویه را نیز بدین گونه پاسخ داد:

  • ابَی القَلْبُ مِنِّی أن اخادَعَ بِالمَكْرِ***بِقَتْلِ ابنِ عَفَّانٍ اجَرُّ إلَی الْكُفْرِ
  • وَ اِّنی لَعَمروٌ ذُو دَهاءٍ وَ فِطْنَة***وَ لَسْتُ أبيعُ الدِّينَ بِالرِّبحِ و الوَفرِ
  • فَلَوْ كُنتَ دَارَایٍ وَ عَقْلٍ وَ حِيلَة***لَقُلْتَ لِهَذا الشَّيْخِ إن خاضَ فِی الامْرِ
  • تَحِيَّةُ مَنشُورٍ جَلِيسٍ مُكْرَّم‌***بِخَبْطٍ (بخطًّ) صَحِيحٍ ذی بَيانٍ عَلی مِصْرِ
  • أَ لَيْسَ صَغيراً مُلْكُ مِصْرَ بِبَيعْة***هِیَ العارُ فِی الدُّنيا علی العَقَبِ مِن عَمْرُو
  • فَإن كُنتَ ذامَيلٍ شَديدٍ الَی العُلی‌***وَ امْرَة أهْلِ الدِّينِ مِثْلَ أبی بَكْرِ
  • فَأشرِك أخا رَأیٍ وَ حَزْمٍ وَ حيلَة***مُعاویَ فی أمْرٍ جَليلٍ لِذِی الذِّكْرِ
  • فَإنَّ رِواءَ اللَّيْثِ صَعْبٌ عَلَی الوَری‌***وَ إن غابَ عَمْرٌ زيدَ شَرٌ إلی شَرٍّ1
  •  می گوید: «قلب من إبا می‌كند از این كه بی جهت به حیله و خدعه تو فریفته شوم و به بهانه كشته شدن عثمان خود را به دامان كفر افكنم.

  •  من عَمروی هستم كه به فطانت و زیركی معروف و مشهورم، و من كسی نیستم كه دین خود را به متاع و مال دنیا بفروشم.

  •  اگر تو صاحب عقل و رأی و حیله هستی هر آینه برای این مرد بزرگ كه او را دعوت به فرو رفتن در مهالك می‌كنی به عنوان تحیّت، منشور حكومت مصر را با خطّ صحیح و بیان روشن و واضح می‌فرستادی و او را مكرّم و همنشین خود قرار می‌دادی.

  •  آیا حكومت مصر در مقابل بیعت به حكومت تو و جنگ با علیّ بن أبی‌طالب كه برای فرزندان من به عنوان عار و ننگ باقی خواهد بود بسیار كوچك نیست؟

  •  پس ای معاویه اگر میل وافری به ریاست و مقام داری و دوست داری مثل ابوبكر در بین اهل اسلام حكومت كنی.

    1. «مناقب» خوارزمی، ص ١٣٠ و ص ١٣١.