
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
147میكنم و ایمان میآورم به شرط آنكه تمام افعال و كردارهای ناستودهای را كه كردهام بگذری و مرا عفو فرمائی. حضرت فرمود: بایع یا عمرو؛ فان الاسلام یجب ما قبله و ان الهجرة تجب ما قبلها «ای عمرو بیعت كن چون اسلام تمام گناهان سابق بر اسلام را محو و نابود میكند، و هجرت به سوی رسول خدا تمام سیئات و بدیهای قبل از هجرت را از بین میبرد». من بیعت كردم و اسلام آوردم.1
و ابن عبد البرّ گوید: اسلام عمرو عاص در سنه هشتم از هجرت بوده است. او با خالد بن ولید و عثمان بن طلحة به مدینه آمدند، چون رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم آنها را دیدند گفتند: رَمَتكُمْ مَكَّة بِأفلاذِ كَبِدهَا.2 «مكّه پارههای جگر خود را كه شما هستید به بیرون پرتاب كرده است».
از این روایت به خوبی معلوم میشود كه اسلام عمرو عاص از روی خلوص سریره و عزم اوّلی و اراده واقعی نبوده است، بلكه چون دیده است كه در آخر الامر بعد از همه جنایتها به نجاشی پناه برده و او هم او را ردّ كرده و به اسلام دعوت نموده است برای خود و دنیای خود چارهای جز بیعت و تسلیم نمیدیده است. حضرت رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم او را در وقعه ذات السّلاسل با سیصد نفر به بلاد قُضاعه فرستادند كه آنها را به اسلام دعوت كند چون مادر بزرگش كه مادر عاص بن وائل است از محلّه بَلِیّ بوده است حضرت او را به سرزمین بلّی و عُذره فرستادند، او در راه از حضرت كمك خواست حضرت دویست نفر دیگر به سرداری أبو عبیده به كمكش فرستادند.3 و سپس حضرت او را والی عُمّان كردند و در آنجا بود تا رسول خدا رحلت نمودند.4
عمر بن خطّاب بعد از مردن یزید بن أبی سفیان او را به ولایت فلسطین و اردن منصوب كرد و معاویه را والی دمشق و بعلبك و بلقاء قرار داد، و سعید بن عامر را والی حِمص نمود، و سپس همه این اماكن را به معاویه سپرد و به عمرو عاص نوشت به سوی مصر
- «شرح نهج البلاغه» شرح خطبه ٨٣ ج ٦ ص ٣١٨ و ص ٣١٩.
- «استیعاب» ج ٣، ص ١١٨٥.
- «شرح النهج» ابن أبی الحدید، ج ٦، ص ٣٢٠، و «استیعاب» ج ٣، ص ١١٨٦.
- «شرح النهج» ج ٦، ص ٣٢٠.
