
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
132و طبق روایات مستفیضی كه از رسول خدا روایت كردهاند كه آنچه در امّتهای گذشته واقع شده در امّت من طابق النعل بالنعل و القذة بالقذة واقع خواهد شد استفاده میشود كه گواهی علی بن أبیطالب علیه السّلام بر نبّوت رسول خدا طبق همان گواهی وصیّ موسی است نسبت به نبوّت آن حضرت. بنابراین با مقایسه و تطبیق این دو دسته از آیات یعنی آیات مورد بحث در سوره هود و آیات وارده در سوره احقاف به دست میآید كه شاهد از بنی اسرائیل كه گواهی بر صحّت مثل قرآن كه تورات باشد داده است نظیرش گواهی شاهد از جنس رسول خداست كه گواهی بر صحت نبوّت خود رسول خدا داده است، و شاهد بر گفتار ما روایتی است كه سیوطی در تفسیر خود آورده و گوید: سعید بن منصور و ابن جریر و ابن منذر از مسروق ـ رضی اللَه عنه ـ تخریج كردهاند در قول خدای تعالی: ﴿وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ﴾، قال: موسی مثل محّمد، و التوراة مثل القرآن فآمن هذا بكتابه و نبيه و كفرتم يا اهل مكة1.
«میگوید در تفسیر ﴿شَهِدَ شاهِدٌ عَلى مِثْلِهِ﴾ كه: موسی مثل محمّد است و تورات مثل قرآن است، پس آن فرد از بنی اسرائیل به كتابش تورات و به پیغمبرش ایمان آورد و شما ای اهل مكّه به كتاب پیغمبرتان قرآن و به نبوّت او منكر شدید».
و عجیب آنكه غالب مفسّرین حتّی مفسّرین شیعه مراد از ﴿شاهِدٌ﴾ را در آیه ﴿وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ﴾ عبد اللَه بن سلام گفتهاند؛ حتّی مرحوم طبرسی2
- «الدر المنثور» ج ٦ ص ٤٠.
- مجمعالبیانج ٥ ص ٨٦.
