
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
109فداك: ما اقل هذا! فقال: يا سدير: ما اكثر هذا ان ينسبه اللَه عز و جل الی العلم الذی اخبرك به. يا سدير فهل وجدت ما قرات فی كتاب اللَه عز و جل ايضا: ﴿قُلْ كَفى بِاللَهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾؟ قال: قلت: قراته جعلت: فداك. قال: فمن عنده علم الكتاب كله افهم ام من عنده علم الكتاب بعضه؟ قلت: لا، بل من عنده علم الكتاب كله. قال: فاومی بيده الی صدره و قال: علم الكتاب و اللَه كله عندنا، علم الكتاب و اللَه كله عندنا. و روی هذا الحديث ايضا الصفار فی «بصائر الدرجات» بتغيير يسير بزيادة و نقصان1.
«سَدیر صیرفی میگوید: من و ابو بصیر و یحیی بزاز و داود بن كثیر در مجلس ابی عبد اللَه حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام بودیم ناگهان آن حضرت با حال غضب در مجلس وارد شدند و چون در جای خود قرار گرفتند، گفتند: عجیب است از گروهی كه گمان میكنند ما علم غیب داریم! به عالم غیب غیر از خدای عزّوجّل كسی علم ندارد، من قصد كردم كه كنیز خود را با زدن ادب كنم از دست من فرار كرد و من ندانستم در كدام یك از اطاقهای خانه مختفی شده است! سدیر میگوید: چون حضرت از مجلس برخاستند و به طرف منزل رفتند من و ابو بصیر و میسّر به منزل آن حضرت رفتیم و عرض كردیم: فدایت شویم ما امروز درباره آن كنیز از شما شنیدیم كه چنین و چنان فرمودی و ما نمیخواهیم به شما نسبت علم غیب دهیم لیكن ما میدانیم كه حقّا شما علوم بسیار و فراوانی دارید! حضرت فرمود: ای سدیر آیا قرآن میخوانی؟ عرض كردم: بلی. فرمود: هیچ در قرآن مجید خواندهای این آیه را كه: «گفت آن كسی كه در نزد او بعضی از علم كتاب بود به حضرت سلیمان: من تخت بلقیس را از شهر سبا برای شما میآورم قبل از اینكه چشم به هم بگذاری»؟ عرض كردم: این آیه را خواندهام (چون حضرت سلیمان بلقیس را كه ملكه شهر سبا بود امر به اسلام نموده كه آنها بر آن حضرت علوّ و برتری نكنند و همگی با حالت تسلیم بر سلیمان وارد شوند. روزی كه در مجلس خود نشسته بود به حاضرین مجلس كه من جمله طوایف جنّ بودند كه در تحت تسخیر آن حضرت
- «غایة المرام» ص ٣٥٧ حدیث دوم مكّرر، و ذیل این حدیث را در «مجمع البیان» ج ٣ ص ٣٠١ آورده است، و «كافی» كتاب الحجه ج ١ ص ٢٥٧.
