
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
10معنای كتاب در آیه
گرچه بعضی از مفسّرین در معنی كتاب تردید نموده و گفتهاند: شاید جنس كتابهای آسمانی باشد یا خصوص تورات و انجیل باشد، لیكن این تردید به كلّی از درجه واقع بینی ساقط است، چون الف و لام كتاب در این آیه برای جنس نیست، و لفظ تورات و انجیلی سابقا در آیات، نگذشته تا بهعنوان الف و لام عهد، بر آنها دلالت كند بلكه چون در آیه قبل مراد از كتاب مسلّماً قرآن كریم است كه بر پیغمبر وحی شده است و بلافاصله بعد از آن در این آیه ارث كتاب را برای برگزیدگان از بندگان خود قرار داده است یقیناً الف و لام این كتاب برای عهد بوده و دلالت بر همان قرآن مجید دارد، و مفاد و مفهومش این خواهد بود كه همین قرآن را ما به ارث به برگزیدگان از بندگان خود خواهیم داد.
و علّت آنكه به صیغۀ ماضی بیان میكند و میگوید: ارث دادیم، برای آن است كه در حكم و قضاء الهی این ارث واقع شده و تسجیل و تثبیت گردیده، مثل آنكه اگر كسی برای فرزند خود وصیّت كند كه مثلا فلان مال را یا فلان كتاب را به او بدهند بعد از تثبیت وصیّت و امضای آن میگوید: ای فرزند من وصیت خود را كردم و برای تو فلان مال یا فلان كتاب را دادم. و اهل ادب گویند كه كارهائی كه بعدا به طور حتم و یقین واقع خواهد شد در تعبیر كلام به منزله كارهای واقع شده است. و مراد از ارث قرآن، انتقال قرآن است به وارث از هر جهت، چون حقیقت معنای ارث در هر چیز انتقال آن چیز است به دیگری به طوری كه در همان جهات، آن وارث، قیام به مصالح آن چیز كند و متكفّل امور آن گردد. مثلّا مالی كه از كسی بعد از فوت به دیگری ارث میرسد معنیش این است كه آن وارث در حكم آن ارث گذارنده در تمام جهات قرار میگیرد و باید به مصالح آن مال از حفظ و رسیدگی و صرف در موارد صحیحه قیام و اقدام كند، و نیز تعلّق ملكیّت آن مال به همان نحو كه بر او بود بر این نیز خواهد شد.
ارث در سلطنت و حكومت همین معنی را دارد، میگویند: فلانی وارث سلطنت پدر شد، یا زید حكومت خود را به فرزندش به ارث سپرد، یا فلانی وارث علم پدر شد، یا فلانی از میان این همه فرزندان پدرش تنها وارث علوم و فنون او شد، یعنی آن علوم و فنون را این فرزند گرفت و از عهده آن برآمد.
