کتاب ذیقیمت «رسالةٌ حولَ مسئلةِ رؤیةِ الهلال» اثر نفیس حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، مکاتبات و مراسلاتی است به زبان عربی پیرامون «مسئله رؤیت هلال» که بین ایشان و استاد مکرّمشان آیةاللَه حاج سید ابوالقاسم خوئی رضواناللَهعلیه برقرار بوده است. مرحوم آیةاللَه خوئی برخلاف مشهور، معتقد به عدم لزوم اشتراک افق در میان شهرها و کشورها بوده و صرف رؤیت در یک قسمت از زمین را برای حکم به دخول ماه جدید در جمیع امکنه، کافی میدانستند. مرحوم علامه طهرانی در طیّ مراسلات و مکاتباتی به نقد و رد این نظریۀ استاد، همراه با ادلۀ متقن و شواهد مستدل و قرائن قطعی و مؤیداتی از علم هیئت و نجوم، پرداخته و جمیع مواضع استاد خویش را یکبهیک به مهمیز نقد کشانده و بهروشنی به ثبوت می رساند که حق با نظر مشهور است که اشتراک آفاق بین شهرها و کشورها برای دخول ماه جدید لازم و ضروری است و حکم به دخول ماه در یک شهر، موجب حکم به دخول آن در بلاد بعیده نخواهد بود و آنها باید طبق افق شهر یا کشور خویش، دخول ماه را مورد توجه قرار داده و طبق همان احکام شرعی خویش را معمول دارند. این کتاب، شامل ابحاث علمی، فقهی و فنّی بوده که به زبان عربی از ناحیۀ طرفین نگاشته شده است که برای اهل علم و فضل و طالبان فقاهت فنی و اجتهادی در شناخت شیوۀ صحیح استنباط و اجتهاد، و کیفیت تجمیع شواهد و قرائن، و چگونگی دلالت ادلّه، الگویی بینظیر میباشد.
رسالة حول مسألة رؤية الهلال
76أیام بركاته بحقّ محمّدٍ و آله.
أ وَمیضُ بَرْقٍ بالأبَیرِقِ لاحَا *** أمْ فی رُبى نَجْدٍ أرى مِصْباحَا أمْ تِلک لیلَى العامِریةُ أسْفَرَتْ *** لَیلًا فَصَیرتِ المَسأءَ صَباحَا یا راکبَ الوَجْناءِ وُقّیتَ الرَّدى *** إنْ جُبتَ حَزْناً أو طَوَیتَ بِطاحَا وَ سَلَکتَ نَعمانَ الأراک فَعُجْ إلى *** وَادٍ هُناک عَهِدْتُهُ فَیاحَا واقْرِ السَّلامَ أُهَیلَهُ عَنّی وَ قُلْ *** غادَرتُهُ لِجَنابِکم مُلْتاحَا یا ساکنی نَجْدٍ أما مِن رَحْمةٍ *** لأسیرِ إلْفٍ لا یریدُ سَراحَا هَلَّا بَعَثْتُم لِلمَشُوقِ تَحیةً *** فی طَی صافیةِ الرِّیاحِ رَ واحَا یا أهلَ وُدّی هَلْ لِراجی وَصْلِکم *** طَمَعٌ فَینْعَمَ بالُهُ استِرواحَا سَعْیاً لأیامٍ مَضَتْ مَعَ جیرَةٍ *** کانَتْ لَیالینا بِهِم أفْراحَا حیثُ الحِمی وَطَنی و سُکانُ الغَضا *** سَکنی وَ وِرْدِی الماءَ فیهِ مُباحَا وَاهاً عَلی ذاک الزَّمانِ وَ طِیبِه *** أیامَ کنتُ مِنَ اللُّغوبِ مُراحَا قَسَماً بِمکةَ وَ المقامِ وَ مَنْ أتَیال *** بَیتَ الحَرامَ مُلَبّیاً سَیاحَا ما رَنَّحَتْ ریحُ الصَّبا شِیحَ الرُّبى *** إلَّا وَ أهْدَتْ منکمُ أرْواحَا و بعد التحیة و السلام و الإخلاص و الإكرام بُشِّرتُ بمجیئ كتابك الكریم، جواباً عن الرسالة التی أرسلتها إلیك حول مسئلة لزوم اشتراك البلدان فی الآفاق فی رؤیة الهلال بالنسبة إلى الأحكام المترتّبة على دخول الشهر.
و استقبلتُه من حین، و استلمتُه بَهِجاً فَرِحاً، و زاد لی فخراً و شرفاً لمّا فضّلتنی بالجواب، اهتماماً بالسنّة الرائجة بین الأعلام؛ لبقاءِ العلم و حفظه من الجُمود و الرّكود و الاندراس فطالعته مراراً.
و شكرت الله على هذه الموهبة العظیمة التی منحها أُستاذَنا الأفخم، حیث وفّقه مع الهَرَمِ و كثرة المشاغل و الشواغل، من الأسئلة و الاستفتاءات من كلّ صوب و توارد الهموم و الحوادث الواقعة من كلّ فجّ؛ للنّظر فی هذه المجموعة، و إیراد بیانٍ دفعاً للنّقود المذكورة فیها على عدم لزوم الاتّحاد فی الآفاق و كفایة رؤیة ما و لومن بعید فی تحقّق

