اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رسالة حول مسألة رؤية الهلال‏

28٬132
فقه واصول

کتاب ذی‌قیمت «رسالةٌ حولَ مسئلةِ رؤیةِ الهلال» اثر نفیس حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، مکاتبات و مراسلاتی است به زبان عربی پیرامون «مسئله رؤیت هلال» که بین ایشان و استاد مکرّمشان آیة‌اللَه حاج سید ابوالقاسم خوئی رضوان‌اللَه‌علیه برقرار بوده است. مرحوم آیة‌اللَه خوئی برخلاف مشهور، معتقد به عدم لزوم اشتراک افق در میان شهرها و کشورها بوده و صرف رؤیت در یک قسمت از زمین را برای حکم به دخول ماه جدید در جمیع امکنه، کافی می‌دانستند. مرحوم علامه طهرانی در طیّ مراسلات و مکاتباتی به نقد و رد این نظریۀ استاد، همراه با ادلۀ متقن و شواهد مستدل و قرائن قطعی و مؤیداتی از علم هیئت و نجوم، پرداخته و جمیع مواضع استاد خویش را یک‌به‌یک به مهمیز نقد کشانده و به‌روشنی به ثبوت می رساند که حق با نظر مشهور است که اشتراک آفاق بین شهرها و کشورها برای دخول ماه جدید لازم و ضروری است و حکم به دخول ماه در یک شهر، موجب حکم به دخول آن در بلاد بعیده نخواهد بود و آنها باید طبق افق شهر یا کشور خویش، دخول ماه را مورد توجه قرار داده و طبق همان احکام شرعی خویش را معمول دارند. این کتاب، شامل ابحاث علمی، فقهی و فنّی بوده که به زبان عربی از ناحیۀ طرفین نگاشته شده است که برای اهل علم و فضل و طالبان فقاهت فنی و اجتهادی در شناخت شیوۀ صحیح استنباط و اجتهاد، و کیفیت تجمیع شواهد و قرائن، و چگونگی دلالت ادلّه، الگویی بی‌نظیر می‌باشد.

سرای جاوید

رسالة حول مسألة رؤية الهلال‏

70
  •  نادرةً فی الیوم.

  •  فنحن أیضاً لا نعدوا عن ذلك، و لا نختلف مع المشهور أو معك فیه؛ و الوجه ما مرّ آنفاً.

  •  فسقط جملةٌ من النقود التی بینتها على توهّم الخلاف و جعلتها لازم المختار.

  •  و أمّا النقد بأن لو كان ملاك البدایة ما ذكر فلابدّ أن یعمّ جمیع الآفاق، و لا یختصّ بالفوق من الأرض، و لا مزیة توجب هذا الاختصاص على طول مقالٍ لك فی صحیفة ٤٩ فی ذلك؛ فیدفعه أنّ المزیة ما قرّرنا من أخذ البدایة من اللّیل لیل الرُّؤیة.

  •  و اللّیل الذی رُئی فیه إنّما هو الظلّ الواحد للنصف الجانبی المعاكس لواجهة الشّمس، كما أنت خبیر به و هذا لیس لجمیع الآفاق؛ بل للنصف الفوق، و النصف الآخر نهارٌ فی أوقاته غالباً؛ أعنی غیر القطبیة؛ و النهار دائماً تبع لیله السّابق فی العدّ؛ فلا یكون بحساب هذا اللّیل؛ بل بحساب الشّهر الماضی؛ فإذا وصل الظلّ إلیه فی دوره لتلك الآفاق عُدّت فیها بالأوّلیة.

  •  و إن شئتَ قلتَ: إنّ لیلة الرُّؤیة لیلةٌ واحدةٌ بأربع و عشرین ساعةً، یتبعها نهارٌ واحدٌ بأربع و عشرین ساعةً، یعدّان أوّل الشهر؛ ثمّ یتبعهما لیالٍ و أیام كذلك حتّى یتمّ ثلاثین أو تسعةً و عشرین؛ فیكمل شهرٌ واحدٌ، و یتبعه شهور كذلك حتّى یتمّ اثنا عشر شهراً كما فی كتاب الله تعالى و أمّا على المشهور الذی أیدته فكاد أن یتمّ أربعةً و عشرین شهراً على أقلّ تقدیر؛ و لا ینبّئك مثلُ خبیر.

  • الكلام حول القول بجزئیة الرؤیة للموضوع، و القول بانصراف الإطلاقات‌

  •  و أمّا ما سلكت من الطریق إلى المشهور، مُوَجّهاً به دعویهم من اعتبار الرُّؤیة فی النصوص جزءاً للموضوع على نحو الصّفتیة، حذو تعبیرك، ترید به اختصاص الموضوع بما یكون فی أُفق كلّ مكلّف لنفسه، حسب موضوعیة رؤیته؛ غایة الأمر وسّع الموضوع بدلیل كفایة رؤیة بلدٍ آخر إلى الآفاق القریبة بدعوى الحكومة؛ فمن جهة موضوعیة الرُّؤیة لایتعدّى إلى الآفاق البعیدة و بذلك حاولْتَ منع الإطلاق الذی تمسّكنا به دلیلًا للمختار؛ بعد أن اعترفْت بعدم قصور إطلاق المقام عن سائر الإطلاقات؛ فكلتا الدعویین بمعزلٍ عن التّحقیق.

  •  أما الاولى و هی جزئیة الرُّؤیة للموضوع، یدفعها ظهور أخذها طریقاً إلى ما هو تمام الموضوع أعنی دخول الشهر؛ فإنّه الذی یستفاد من الكتاب العزیز وجوب الصوم به حیث قال: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ‌ إلى قوله: شَهْرُ رَمَضانَ‌؛ و كذلك من السنّة.

  •  و كان الأمر بالصّوم للرؤیة لأجل لزوم إحرازه لخصوص شهر الصیام؛ و عدم‌

/ 0