اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

98
  •  پرواز روح، صفحه ٤٥:

  • در آن سال بسیاری از معارف و علوم اعتقادی را در مشهد از محضرش فرا گرفتم که اهمّ آنها فضائل و شناسایی پیشوایان دین و ائمّۀ اطهار علیهم السّلام بود، حتّی گاهی با ترجمه و شرح زیارت جامعه و گاهی با نقل حکایتی که خودش از معجزات و خوارق عادات از پیشوایان معصوم دین [علیهم السّلام] دیده بود، معارف حقّه را به من تزریق می‌کرد.

  •  مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:

  •  آیا این قسم آموختن و تزریق کردن معانی، غیر از معنای استادی است؟!

  • بحثی در اقسام غلوّ و تعریف آن

  •  پرواز روح، صفحه ٤٦:

  • او [حاج ملاّ آقاجان] می‌گفت:

  • «دربارۀ ائمّۀ اطهار علیهم السّلام تنها اعتقاد به چهار چیز ـ نه بیشتر و نه کمتر ـ غلوّ است.

  • اوّل: آنکه معتقد شویم یکی از آنها و یا روح آنها خداست و خدای دیگری جز آنها وجود ندارد.

  • دوّم: آنکه معتقد باشیم که آنها را خدا خلق نکرده و همیشه بوده‌اند، و اعتقاد به ازلی بودن آنها را داشته باشیم.

  • سوّم: آنکه معتقد باشیم که خدا تمام کارها را به آنها واگذاشته و خود کناری نشسته است.

  • چهارم: آنکه مقام نبوّت را به آنها نسبت دهیم و آنها را هم پیغمبرانی مانند خاتم انبیاء صلّی اللَه علیه و آله و سلّم بدانیم.»1

  •  

    1. ناگفته نماند که مقصود از غلوّ، زیاده‌گویی و انتساب به صفت و نعتی است که فرد منتسبٌ‌الیه فاقد آن صفت و نعت است. بنابراین اگر مقصود از پیامبر فردی است که وحی به عنوان شریعت بر او نازل می‌شود، طبیعی است که با خاتمیّت رسالت رسول خدا این مسأله به انتها رسید و دیگر شریعتی پس از رسول خدا نخواهد آمد و انتساب ائمّه علیهم السّلام به این صفت باطل است.
      و اگر مقصود اشراف و اطّلاع امام معصوم علیه السّلام بر وحی و مبانی تشریع و احکام و ملاکات است، در این صورت نه تنها ائمّه نسبت به ملاکات و احکام و مبانی شریعت اسلام اشراف تامّ و اطّلاع کامل دارند، بلکه نسبت به تمام شرایع و ادیان دارای این خصوصیّت و اتصاف می‌باشند، بلکه بالاتر از این، نفس مقدس و ملکوتی آنها وسیله و علّت افاضۀ وحی و واسطه در انزال شریعت در نفس و قلب انبیای گذشته بوده است.
      توضیح این مسأله در نوشته حقیر به نام افق وحی آمده است. (معلّق)
/ 470