
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
79مغالطۀ موجود در کلام مؤلّف پرواز روح مبنی بر عدم رجوع به استاد راه
پرواز روح، صفحه ١٣:
دیگری از همراهان گفت:
«شنیدهایم که وقتی ملاّی رومی با شمس تبریزی در بیابانی میرفتند، به شطّ آبی رسیدند؛ شمس گفت: یا علی! و از آب گذشت، ولی ملاّی رومی در آب فرو رفت.
شمس از او سؤال کرد که مگر تو چه گفتی؟
گفت: همان که تو گفتی.
شمس گفت: نه، تو هنوز به آن مقام نرسیدهای که علی دستت را بگیرد؛ تو باید بگویی: یا شمس! و من باید بگویم: یا علی!»
ایشان از نقل این قصّه ناراحت شد و به دوست ما گفت:
«من برای شما حدیث و روایت میخوانم، شما برای من قصّه میگویید!
از خصوصیّات علی علیه السّلام این بود، در زمان حیات دنیاییش که امام همه بود، دربان و حاجب نداشت؛ حالا که از دنیا رفته دستش بهتر باز است، واسطه لازم دارد؟!»
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
قصّه نیست، واقعیّت و عینیّت خارجی است؛ و شما هم روایت و حدیثی نخواندهاید! خود امیرالمؤمنین علیه السّلام و سایر ائمّۀ اطهار علیهم السّلام در زمان حیات خود مردم را ارجاع به علماء باللَه و فقهاء میدادهاند. حاجب و دربان امیرالمؤمنین نقصان نفوس است که نمیتوانند بدون راهنما و رهبر زنده و گویا حرکت کنند.
و این کلام مجرّد مغالطه است1 و الاّ باید گفت: امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از رحلت، در همۀ امور دستش باز است؛ پس چرا شما آن را منحصر به سیر و تزکیۀ نفس میدانید؟! و در سایر امور ـ بدون استثناء ـ از مراجعه به طبیب و متخصّص و
- جهت اطّلاع بر این تناقضگویی رجوع شود به صفحه ٢٤ و ٨١ و ٩٧ و ١٠٣. (محقّق)
