
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
57و اندکاک در ذات خدا را مقصد و مطلوب قرار داد؛ غایة الأمر چون این مقصد بدون این طیّ راه نمیشود و این مطلوب بدون این طریق بهدست نمیآید، برای وصول به مقصد و مطلوب [باید] پا در این طریق نهاد.
چون نمیتوانیم خورشید را بدون آینه و مرآت نگاه کنیم، باید جمال آن را در آب و یا آینه ببینیم. آینه و مرآت نسبت به خورشید معنای حرفی دارد؛ خودنما نیست، بلکه خورشید نماست. نه میتوانیم از نظر به خورشید و انوار و حرارت و لمعان او دست برداریم، زیرا که حیات بخش است؛ و نه میتوانیم در آینه به نحو استقلال بنگریم، زیرا که در این صورت نمایندۀ خورشید نیست و چهرۀ آن را در خود منعکس نمیکند؛ آینه در این حال خودنماست، شیشه است، صیقل است، و در حقیقت عنوان آینه بودن را ندارد. امّا اگر در آینه و آب به نحو مرآتی و نمایندگی نظر کردیم، دیگر آن را نمیبینیم؛ بلکه خورشید را در آن میبینیم.1
- به همین جهت است که نظر در آینه به نحو استقلال منافاتی با حرمت نظر در آینه در حال احرام ندارد و محرم میتواند به آن نظر بیندازد؛ امّا اگر بخواهد به عنوان مرآتیّت در او بنگرد و صورت خود را در او مشاهده کند، حرام خواهد بود.١
از اینجا استفاده میکنیم که هرچه انسان در مقام تهذیب و تزکیه از جنبۀ استقلالی او کم گردد و به جنبۀ عبودیّت که نیستی و فقر و نیاز و طلب و صفر بودن است، نزدیک شود، به سرمنزل مقصود نزدیکتر شده است و حظّ بیشتری از قرب و مؤانست با جوار حقّ را دارا شده است، تا جایی که دیگر هیچ شائبهای از هویّت خارجی او و آثار تشخّص و تعیّن در او باقی نماند و وجود او فانی و محو در ذات اقدس احدیّت گردد که در این مرتبه به مرتبت خلافت اللهی و کمال وجودی نایل شده است؛ چنانچه حافظ شیراز ـ رحمة الله علیه ـ میفرماید:
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز٢
یا اینکه فرمودهاند:
بینی و بینک إنّیّی ینازعنی ** فارفع بلطفک إنّیّی من البین٣
«حجاب بین من و تو را همین تقرّر و استقامت نفس من به وجود آورده است، پس بیا و از روی لطف و کرم مرا از خود وا رهان و نفس مرا از من بازستان تا حجاب از میان برخیزد.»
و بدین لحاظ است که امام علیه السّلام واجد مقام ولایت و مظهریّت اتمّ الهی گشته است، زیرا دیگر از خود چیزی ندارد و همه چیزش او شده است؛ پس او خود در خود ظهور نموده و خود، خود را به عالمیان نمایانده است! پس در اینجا سخت تأمّل و دقّت نما که منشأ ظهور و فتح ابواب و انکشاف اسراری بس عظیم خواهد بود! (معلّق)
١. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ٥، ص ١٣١.
٢. دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٢٦٥.
٣. رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١٠٦، تعلیقه ٧٩: «این بیت شعر از حسین بن منصور حلاج است و مرحوم صدرالمتألّهین آن را در اسفار، ج ١، ص ١١٦ آورده است.»
- به همین جهت است که نظر در آینه به نحو استقلال منافاتی با حرمت نظر در آینه در حال احرام ندارد و محرم میتواند به آن نظر بیندازد؛ امّا اگر بخواهد به عنوان مرآتیّت در او بنگرد و صورت خود را در او مشاهده کند، حرام خواهد بود.١
