
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
46...1
- سؤال ما از امثال این افراد این است: چه فرقی بین نماز ما که دائماً در حال تصحیح قرائت الفاظ و رعایت قیام و سجود و غیره و تخریج حروف از مخارج آن است، با نماز مولا أمیرالمؤمنین علیه السّلام که تیر از پایش درآوردند و او احساس نکرد، وجود دارد؟ آیا او هم در وقت نماز به دنبال تصحیح قرائت و حروف بود؟!
آیا اطّلاع بر کیفیّات اسماء و صفات باری و نحوۀ ارتباط ذات باری با مخلوقات و مفاهیم عبارات صادره از معصومین علیهم السّلام: «داخِلٌ فی الأشیاء لا بالممازجة، خارجٌ عن الأشیاء لا بالمزایلة»،٤ در نحوۀ ارتباط انسان با پروردگار در حال نماز تأثیری ندارد؟!
آیا نماز و حجّ و صیام و قرآن و سایر عبادات ما که هیچ اطّلاعی از حقایق علوی و عوالم غیبی، چه در مقام فکر و چه در نشئۀ شهود، نداریم؛ با عبادات اصحاب خاصّۀ ائمّه علیهم السّلام، همچون سلمان فارسی و اویس قرنی و میثم تمّار و حبیب بن مظاهر اسدی و رُشید هجری و معروف کرخی و بایزید بسطامی و محمّد بن مسلم و جابر بن یزید جعفی و... هیچ تفاوتی ندارد و هر دو در یک مرتبه و منزلت است؟!
این چه مصیبتی است که بسیاری را گرفتار نموده که چشمان خود را عالماً و عامداً به روی حقایق و وقایع بستهاند و هم خود و هم پیروان خویش را به وادی حیرت و ضلالت و تباهی میکشانند؟!
آیا نماز جماعت سیّد بحرالعلوم ـ که خداوند متعال توفیق تشرّف خدمت حضرت بقیّةالله و ادراک بسیاری از مسائل پشت پرده و اسرار را به او عنایت کرده بود ـ با نماز جماعت امثال شما یکی است؟!
حال بماند این همه روایات و احادیثی که از بزرگان دین دربارۀ میزان و معیار مراتب قرب انسان نسبت به رشد عقلانی و مقدار معرفت او به ساحت پروردگار و ولایت وارد شده است. (معلّق)
١. مصدر این روایت شریف در الله شناسی، ج ١، ص ١٧٠، تعلیقۀ ١، اینگونه آمده است:
«بدین عبارت روایتی در حدیث شیعه وارد نشده است. آنچه هست عبارت زیر است:
نَحنُ [إنّا] مَعاشِرَ الأنبیاءِ أُمِرنا أن نُکَلِّمَ النّاسَ عَلَی قَدرِ عُقولِهِم.
( المحجّة البیضاء، ج ١، ص ٢٦٨؛ تحف العقول، ص ٣٧؛ بحارالأنوار، روضه، ج ١٧ از طبع کمپانی، ص ٤١، و از طبع حروفی: ج ٧٧، ص ١٤٠، از تحف العقول؛ و در اصول کافی، ج ١، ص ٢٣ روایت کاملتری وارد است.)
آری از طریق عامّه روایت مرسلۀ نبویّهای در مرصاد العباد، طبع بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص ١٥ آمده است؛ و در احادیث مثنوی در دو جا آمده است: اوّل در ص ٣٧، شماره ٣٩:
پست میگویم به اندازه عقول ** عیب نبود این بود کار رسول
دوّم در ص ١٢٩، شماره ٣٩٣:
رنگ و بو در پیش ما بس کاسد است ** لیک تو پستی، سخن کردیم پست»
2 . مصدر این روایت شریف در معاد شناسی، ج ٩، ص ٣٠١، تعلیقه ١، اینگونه آمده است:
«علل الشّرائع، باب ٣٨٥، نوادر العِلل، روایت ٨١، طبع مطبعۀ حیدریّۀ نجف اشرف (سنه ١٣٨٥) از ص ٦٠٦ تا ص ٦١٠.»
٣. الکافی، ج ١، ص ٤٠١.
٤. مصدر این روایت شریف در توحید علمی و عینی، ص ٢١٠، تعلیقه ١، اینگونه آمده است:
«مرحوم سبزواری ـ قدس الله نفسه ـ در حاشیه خود بر شرح منظومه خود در ص ٦٦ از طبع ناصری، راجع به کیفیّت تقوّم معلول به علّت گوید:
و هُو متقومٌ بالعلّة أی لیست العلّة خارجة عنه بحیث لا مرتبة له خالیة عنها و لا ظهور له خالیاً عن ظهورها. بل الظهور لها أوّلًا و له ثانیاً کما قال علیه السّلام: ”ما رأیت شیئاً إلّا و رأیت الله قبله.“ و قال: ”داخلٌ فی الأشیاء لا بالممازجة و خارجٌ عن الأشیاء لا بالمزایلة.“»
ولیکن در مجامع روایی موجود این مضمون با قدری اختلاف وارد است:
الکافی، ج ١، ص ٨٦ (باب أنه لا یعرف إلّا به) از أمیرالمؤمنین علیه السّلام: «داخلٌ فی الأشیاء لا کشیءٍ داخلٍ فی شیءٍ و خارج من الأشیاء لا کشیءٍ خارج من شیءٍ»؛
نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ١٤: «مع کلِّ شیء لا بمقارنة و غیر کل شیءٍ لا بمزایلة»؛ ج ٢، ص ١١٩: «لیس فی الأشیاء بوالجٍ و لا عنها بخارجٍ.» (محقّق)
- سؤال ما از امثال این افراد این است: چه فرقی بین نماز ما که دائماً در حال تصحیح قرائت الفاظ و رعایت قیام و سجود و غیره و تخریج حروف از مخارج آن است، با نماز مولا أمیرالمؤمنین علیه السّلام که تیر از پایش درآوردند و او احساس نکرد، وجود دارد؟ آیا او هم در وقت نماز به دنبال تصحیح قرائت و حروف بود؟!
