
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
29...1
ترسیم حیات بشر از بدو تولّد تا وقت ممات (ت)
- [اامه تعلیقه صفخه قبل] قرار گیرد. و زندگانی دنیا چیزی جز بضاعت و متاع غرور و غفلت نمیباشد.»
در این آیه حیات بشر از بدو تولّد تا وقت ممات به این صوَری که ذکر شده، به ترتیب ترسیم شده است. و بشر در مقاطع تصمیم و اراده پیوسته بین این دو نقطه: عقل و احساس، و تعلّق به هواها و شهوات قرار دارد، و در ضمیر و وجدان خود برای غلبه دادن یکی بر دیگری در ستیز و جدال است و آنی از آنات نمیتواند خود را از مواجهۀ با این دو قدرت درونی در امان ببیند و هیچ مفرّ و مَخلَصی برای خروج از این گیرودار نمییابد.
هنگام غذا خوردن عقل به او نهیب میزند و او را از کثرت طعام و تناول اطعمۀ متضادّه و متخالفه باز میدارد، و مضرّات پرداختن به آنان را به او گوشزد مینماید و فوائد قلّت طعام و سودمندی اشتغال به یک نوع غذا را یادآور میشود، ولی از طرف دیگر نفس امّاره و قوای متخیّله و واهمه او را به التذاذ بیشتر از خوردن زائد تشویق میکند و رنگ و لعاب اطعمۀ مختلف را به او مینمایاند و عطر و بوی غذاها را در نظر او جلوه میدهد و طعم و مزّۀ اشربۀ گوناگون را در ذائقۀ او موجّه مینماید، و در ضمن به توجیه هشدارهای نفس عاقله نیز میپردازد و آن صلابت و صولت را در نفس او میشکند و دلایل قدرت عقل را سست و کم رنگ میسازد و به بهانۀ استفاده از خواصّ و ویتامینها هرچه بیشتر بر قطر و ضخامت شکم خود میافزاید، و آنقدر به او وسوسه میکند تا اینکه انسان قدرت عاقله و هشدارهای او را به کناری مینهد و در مقام عزم و اختیار به سمت نفس امّاره سوق پیدا میکند و از آن تبعیّت مینماید، و در نتیجه متحمّل ضرر و آثار سوء مخالفت با قوّۀ عاقله نیز خواهد شد. و برای اطفاء آتش شهوت افسار گسیخته و تمایلات شهوانی بیپایان خود، به انواع حیل از جمله رفع نیاز دیگران و استحباب نکاح موقّت دست میزند و دائماً چشم در سراپای زنان و دختران مردم میگرداند و از آموزههای دینی برای رسیدن به شهوات و هواهای نفسانی استفاده میکند.
این مسأله در تمام جزئیّات زندگی بشر اعم از کسب و کار، ازدواج، ارتباط با دیگران، قضاوتها و حکمها، پرداختن به امور اجتماعی و سیاسی و... دخالت مستقیم دارد، و هیچ واقعه و قضیّهای نیست که از این قاعده و قانون مستثنی باشد.
در مسائل اجتماعی پیوسته از همین روش پیروی مینماییم؛ اگر مردم به کسی اقبال نمودند آن را به حساب دیانت مردم و صلاحیّت خویش میگذارد و اگر روزی از او روی برگردانند، مردم را فریب خوردۀ دشمنان و خود را جزو اقلیّت رستگار میشمرد! اگر روزی بر دشمنان خویش غلبه کنیم آن را از امدادهای غیبی و الهی میدانیم و اگر روزی شکست بخوریم تقصیر را به گردن افراد میاندازیم و خود را از تبعات شکست تبرئه مینماییم! [ادامه در صفحه بعد]
- [اامه تعلیقه صفخه قبل] قرار گیرد. و زندگانی دنیا چیزی جز بضاعت و متاع غرور و غفلت نمیباشد.»
