
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
26ولیکن البتّه نسبت به خود پیغمبران و امامان که در تهذیب باطن و تزکیۀ نیروی انسانی به مقامی رسیدهاند که میتوانند بدون حاجب از ذات اقدس حضرت ربوبیّت اخذ مسائل تکاملیّه و اخذ الهام و وحی کنند، این امر متحقّق است.
ضرورت پیروی از امام زنده، اساسیترین اصل مکتب تشیّع است
و بر همین اساس است که در آیین تشیّع که راستترین آیین در کیفیّت تربیت و استوارترین مکتب الهی است، وجود امام زنده از اساسیترین مسائل، بلکه یگانه مسأله اصلی است که تمام مسائل بر آن محور دور میزند.
اگر رهبر زنده و استاد و مربّی حیّ لازم نبود، و مردم میتوانستند با نیروی اتّصال به باطن در سیر تکاملی خود مدد گیرند، چرا پیامبری بعد از پیامبر دیگر لازم بود؟! و چرا مسألۀ هدایت به نبوّت حضرت خاتمالنبیین ختم نشد و مردم نیازمند به رهبری امام بعد از او، حضرت علیّ بن ابیطالب بودند؟! و در این صورت و در این فرض آیا گفتار: «کَفانا کِتابُ اللَه»1 کافی نبود؟!
و پس از انقضاء دورۀ حیات حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام چه نیازی به حیات حضرت امام حسن علیه السّلام داشتیم؟ و به چه دلیل عقلاً میتوانستیم اثبات امامت آن حضرت را بنماییم؟ و پس از آن حضرت چه نیازی به حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام داشتیم؟ و همچنین یکایک از ائمّۀ اطهار علیهم السّلام تا برسد به حضرت
- جهت اطّلاع بیشتر بر مصادری که به نقل و تحلیل داستان اعتراض خلیفۀ ثانی به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم پرداختهاند، به کتب ذیل مراجعه فرمایید:
امام شناسی، ج ١٣، ص ١٤٢؛ شیعه در اسلام، ص ٢٤٩به نقل از البدایة و النهایة، ج ٥، ص ٢٧٧ و شرح ابن أبیالحدید، ج ١، ص ١٣٣ و الکامل فی التاریخ، ج ٢، ص ٢١٧ و تاریخ الرسل و الملوک، ج ٢، ص ٤٣٦؛ طبقات ابن سعد، ج ١، ص ٢٤٤؛ المهذّب، ج ١، ص ١٢؛ عمدة القاری، ج ١٧، ص ٦٣؛ صحیح مسلم، ج ٥، ص ٧٦؛ صحیح البخاری، ج ٥، ص ١٣٨؛ ج ٧، ص ٩؛ مسند أحمد، ج ١، ص ٣٢٥؛ فتح الباری، ج ٨، ص ١٠٢؛ المصنف، ج ٥، ص ٤٣٨؛ السّنن الکبری، ج ٣، ص ٤٣٣؛ الملل و النحل، ج ١، ص ٢٢؛ المراجعات، ص ٣٥٣؛ أضواء علی السنة المحمّدیة، ص ٥٢. (محقّق)
- جهت اطّلاع بیشتر بر مصادری که به نقل و تحلیل داستان اعتراض خلیفۀ ثانی به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم پرداختهاند، به کتب ذیل مراجعه فرمایید:
