
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
102به دیدن پیرمرد روشن ضمیر رفتن همان معنای طلب استاد و راهنماست
پرواز روح، صفحه ٥٢:
او [حاج ملاّ آقاجان] میگفت:
«یک روز مطّلع شدم ـ شاید هم به من دستور دادند ـ که از مردی در کاروانسرای شهر زنجان دیدن کنم. او یکی از اولیای خدا بود. عاشق و دلباختۀ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام بود. وقتی به کاروانسرا رسیدم، از سرایدار تقاضا کردم که از او برای من اجازه بگیرد. سرایدار گفت: آن پیرمرد مفلوک و فقیری است، احتیاج به اجازه ندارد، اطاقش آنجاست.
وقتی نزدیک درِ اتاق رسیدم، بدون آنکه مرا ظاهراً ببیند، صدایش را به این شعر بلند کرد:
میکده حمّام نیست *** سر زده داخل مشو من در جای خود خشکم زد، چند دقیقهای ایستادم، آنگاه اجازه داد. وارد شدم، سلام کردم، جواب داد و گفت: چرا اینجا آمدهای؟!
گفتم: به همان دلیل که موسی نزد خضر علیهما السّلام رفت.
گفت: ادّعای بزرگی کردی! تو مثل حضرت موسی علیه السّلام هستی؟
گفتم: در مَثل مناقشهای نیست؛ من مثل حضرت موسی در این جهت که دنبال تحصیل علمم، هستم.
گفت: تو نمیتوانی با من همراه باشی؛ ولی من چند دستور به تو میدهم، اگر به آنها عمل کردی، ممکن است پیشرفت فوقالعادهای بکنی.*
اوّل: آنکه تا میتوانی نگذار مردم دورت جمع شوند، و به هر وسیلهای که شده، از شهرتطلبی و معروفیّت بر حذر باش؛ زیرا هر قدر هم که قوی باشی، این موضوع سدّ راه تو خواهد بود...**
دوّم: آنکه کوشش کن نمازها را اوّل وقت بخوانی، و قلبت را در نماز حفظ کن و نگذار متوجّه به غیر خدا گردد.
سوّم: آنکه تمام عشق و علاقهات را به صاحبان کمال و فضیلت بده و در حقیقت عاشق علم و فضیلت و تقوا باش، و برای هر چیزی که خدا امتیاز قائل شده، تو هم تنها برای همان چیزها امتیاز قائل باش.***
