اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نگرشی بر مقاله بسط و قبض تئوریک شریعت دکتر عبد الکریم سروش

94٬482
اعتقادات

حضرت‌ علاّمه‌ طهرانی قدّس‌ سرّه‌ در اين‌ كتاب‌ ، ضمن‌ بيان‌ ده‌ اشكال‌ مهمّ از اشكالات‌ « مقالة‌ بسط‌ و قبض‌ تئوريك‌ شريعت‌ دكتر عبدالكريم‌ سروش‌» ، از ايراداتي‌ كه‌ به‌ حجّيّت‌ و ابديّت‌ قرآن‌ و به تمام‌ مقدّسات‌ و حقائق‌ عالم‌ وارد شده‌ است‌ جواب‌ داده‌اند. اين‌ كتاب‌ كه‌ در اصل‌، قسمت‌ معظم‌ جلد دوّم‌ « نور ملكوت‌ قرآن‌» ميباشد ، به‌ جهت‌ اهمّيّت‌ موضوع‌ و بنا به‌ پيشنهاد بعضي‌ از علماء و براي‌ سهولت‌ دسترسي‌ استادان‌ و دانشجويان‌ و دانش‌پژوهان‌ ، بطور جداگانه‌ و بدون‌ هيچگونه‌ تصرّفي‌ ، طبع‌ و به‌ جويندگان‌ راه‌ حقيقت‌ و سبل‌ سلام‌ اهداء گرديده‌ است‌ .اشكالات ده‌گانه مولف بر مقاله:1. الفاظ براي روح معاني وضع شده اند نه براي مصاديق و نمونه‌ها پس فهم عبارات و جملات در قرآن و روايات متكي بر نتايج علوم تجربي نخواهدبود.2. الهيات بر اساس برهان بنا شده است و علوم تجربي بر اساس استقراء پس تغيير در نظريات تجربي موجب تغيير برهانيات نمي‌تواند بشود.3. فرضيه صاحب مقاله در عمل قابليت اجرائي ندارد لذا تخيلي بيش نيست.4. اشكالات صاحب مقاله بر وضعيت تفكر ديني برخاسته از تاثيرات مذهب تحريف شده مسيحيت بر جوامع است.5. صاحب مقاله براي اثبات فرضيه خود از برخي مطالب و شواهد صددرصد غلط استفاده كرده است.6. افق علمي دين سيطره بر هستي دارد و افق علوم تجربي محصور در ماده است پس تجربه نميتواند مفسر همه جانبه دين باشد و محور فهم ديني قرار گيرد.7. ملاك درست و غلط در فهم، برهاني بودن آن است پس فهم غير برهاني حدس و يا توهمي بيش نيست و عقلاً قابل اعتماد نمي‌تواند باشد.8. اتكاء انسان به عقل است و عقل يقين خود را با يك حدس و احتمال از بين نمي‌برد.9. صحت مقدمات يك برهان صحيح، براساس عقل مستقل از علم حصولي و تجربي است پس با تغيير نظريات تجربي تغيير نمي‌كند.10. فرضيه‌ها و تئوري‌ها تا برهاني نشوند ارزش معرفتي ندارند.

سرای جاوید

نگرشی بر مقاله بسط و قبض تئوریک شریعت دکتر عبد الکریم سروش

220
  • |مختار ذو الإراده رها كرده، و انكار وجود خالق علیم را نموده‌اند.

  •  الهیون به مكتبهاى مختلف منقسم شده، برخى انكار علل معنوى را نموده و عامل را فقط همین علل مادّى دانسته‌اند، و برخى علل مادّى را انكار كرده و فقط علل معنوى را مؤثّر در جهان پنداشته‌اند.

  •  و آنهائى كه هم به علل طبیعیه و هم به علل معنویه معتقد شده‌اند، در كیفیت ارتباط و تأثیر آن دو با هم، فرومانده‌اند و مطالب متشتّت و متفرّق آورده، و نهج قویم و راه متینى را كه عارى از تناقض در گفتار و یا تهافت در استدلال باشد، ارائه نكرده‌اند.

  •  امّا قائل شدن به علّتهاى مادّیه كه ضرورت و مشاهده ایجاب میكند، و تبعیت آنها از علّتهاى معنویه كه نیز ضرورت برهان و ضرورت كشف بالعیان ثابت میدارد، تا برسد بحضرت واحد حىّ قیوم كه خود مبدأ و منشأ و مُعید و مَعاد همه است، همچون آب صافى زلال خنك و گوارائى است كه در فصل تموز بر جگر سوختگان وادىِ طلب و پویندگان بادیه معرفت میریزد، و تمام اشكالها را حلّ مینماید؛ و باور نكردنیها را بالبداهه مبرهن میكند.

  •  از طرفى این سلسله علّیت را با این قوام و استحكام میپذیرد و صِحّه مینهد، و از طرفى وحدت حضرت علّة العلل را بتمام معنى الكلمه چه وحدت در ذات و چه در صفات و چه در افعال، مستدلّ و پا بر جا میدارد.

  •  قائل شدن به سلسله علّتهاى طولیه، هم ضامن فلسفى و هم عرفانى و هم قرآنى دارد؛ و گرهگشاى مشكلات عویصه و غموضات عسیره در باب كلام و حكمت است. و براى شخص باحث كنجكاو از وصول به حقائق، هیچ مفرّى و گریزى نیست مگر آنكه آن را بپذیرد و از جان و دل قبول كند.

  •  اگر تأثیر دارو و تأثیر میكرب را از علل طبیعیه جدا كنیم، راه غلط پیموده‌ایم، و اگر تأثیر خدا را در آن دو انكار نمائیم باز راه غلط را پیموده‌ایم؛ امّا

/