اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج3

33٬149
اعتقادات

جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم متابعت از اعلم  • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مرده‌ایم  • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی  • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است  • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • صفات و نشانه‌های شیعه  • احوال سنّی‌های مستضعف و عاقبت آنها  • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه  • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر

سرای جاوید

امام شناسی ج3

189
  •  قَالَ ابْنُ عَبّاسٍ: وَ اَخَذَ رَسُولُ اللَهِ ثَوْبَهُ فَوَضَعَهُ عَلَی عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ و الْحُسَیْنِ وَ قَالَ: ﴿إِنَّما يُرِيدُ اللَه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾1.

  •  ابن عبّاس گوید: «رسول خدا لباسش را برداشت و بر سر علی و فاطمه و حسن و حسین افکند و فرمود: خدا فقط اراده کرده است که هرگونه رجسی را از شما بزداید و شما را منزّه و مقدّس از جمیع عیوب قرار دهد».

  •  و طبری در «تاریخ» خود بحث ابن عبّاس را با عمر راجع به نبوّت و خلافت که بیان می‌کند و عمر می‌گوید: قریش امتناع داشت از اینکه نبوّت و خلافت در یک خاندان جمع شود و جواب محکم و متین ابن عبّاس را به او، عمر به ابن عبّاس می‌گوید: بَلَغَنِی اَنَّکَ تَقُولُ: اِنَّمَا صَرَفُوهَا عَنّا حَسَداً وَ ظُلْماً، فَقُلْتُ: اَمّا قَوْلُکُ یَا اَمیِرَالْمُؤْمِنیِنَ ظُلْماً فَقَدْ تَبَیَّنَ لِلْجاهِلِ وَ الْحَلیمِ، وَ اَمّا قَوْلُکَ حَسَداً فَاِنَّ اِبْلیسَ حَسَدَ آدَمَ فَنَحْنُ وُلْدُهُ الْمَحْسُودُونَ، فَقَالَ عُمَرُ: هَیْهاتَ اَبَتْ وَ اللَهِ قُلُوبُکُمْ یا بَنِی هاشِمٍ اِلاّ حَسَداً ما یَحُولُ، وَ ضِغْناً وَغِشّاً مَایَزُولُ، فَقُلْتُ: مَهْلاً یَا اَمیِرَالْمُؤْمِنیِنَ لاتُصِبْ قُلُوبَ قَوْمٍ اَذْهَبْ اللَهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهیراً، فَقَالَ عُمَرُ: اِلَیْکَ عَنّی یَابْنَ عَبّاسٍ، فَقُلْتُ: اَفْعَلُ، فَلمّا ذَهَبْتُ لاَقُومَ اسْتَحْیَی مِنّی فَقَالَ: یَابْنَ عَبّاسٍ مَکانَکَ فَوَاللَهِ اِنّی لَرَاعٍ لِحَقِّکَ مُحِبٌّ لِما سَرَّکَ، فَقُلْتُ: یا اَمیِرَالْمُؤْمِنیِنَ اِنَّ لِی عَلَیْکَ حَقّاً وَ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ فَمَنْ حَفِظَهُ فَحَظَّهُ اَصَابَ، وَ مَنْ اَضاعَهُ فَحَظَّهُ اَخْطَأ، ثُمَّ قَامَ فَمَضَی‌2.

  •  عمر می‌گوید: «ای ابن عبّاس به من رسیده است که تو گفتی: خلافت را از ما خاندان بنی هاشم از روی ظلم و حسد ربودند. ابن عبّاس در جواب گفت: امّا اینکه گفتی: از روی ظلم، صحیح و مطلبی واضح است که هر جاهل و شخص با تجربه و کارکرده‌ای می‌فهمد. و امّا اینکه گفتی: از روی حسد، بدرستی که ابلیس به آدم حسد کرد و ما فرزندان آدم نیز مورد حسد واقع شده‌ایم. عمر گفت: هیهات سوگند به خدا ای بنی هاشم در دلهای شما حسدی است که برنمی‌گردد و کینه و غشّی است که از بین نمی‌رود.

  •  ابن عبّاس گفت: آرام باش ای عمر به دلهای مردمی که خداوند هرگونه

    1. «غایة المرام» ص ٢٨٧ حدیث هفتم.
    2. «تاریخ طبری» ج ٣ ص ٢٨٩ و «البدایة و النهایة».
/