
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
95شَیْئاً مِنْ اَوامِرِهِ1.
«جماعتی بر حضرت رضا علیه السّلام وارد شدند و گفتند: ما شیعیان علی هستیم، حضرت چند روز آنها را نپذیرفتند و اجازۀ ورود ندادند، و سپس داخل شدند. حضرت فرمود: وای بر شما، شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام حسن و حسین و سلمان و ابو ذر و مقداد و عمّار و محمّد بن ابی بکر هستند که ابداً مخالفت اوامر آن حضرت را ننمودهاند».
و این روایت را به طور مشروح در «تفسیر امام»2 آورده است. و مرحوم مجلسی در باب صفات الشّیعه مرقوم داشته که حضرت ابی محمد الحسن العسکری علیه السّلام فرماید: «در وقتی که مأمون ولایت عهدی را به حضرت رضا سپرد دربان بر آن حضرت داخل شده و عرض کرد که: جماعتی در خانه ایستاده و از شما اذن دخول میطلبد و میگویند: ما شیعۀ علی هستیم. حضرت فرمودند: من مشغولم آنها را از دخول منصرف نما، آنها را منصرف کرد. فردای آن روز آمدند و عین کلمات دیروز را بیان کردند، باز آنها را منصرف نموده اجازۀ دخول نداد، و همین طور میآمدند و حضرت اجازۀ ورود نمیفرمود تا آنکه دو ماه طول کشید و سپس از ملاقات با حضرت مأیوس شدند و به دربان گفتند: به مولای خود بگو: ما شیعیان پدر تو علیّ بن أبیطالب هستیم و دشمنان، ما را در این مدّت دراز که ما را راه ندادی شماتت کردند، و ما آمادهایم که برگردیم لکن دیگر در شهر خود نمیتوانیم زندگی کنیم از شدّت خجلت و شرمندگی و شکستگیای که به ما وارد شده است، چون تحمّل و صبر بر شماتت دشمنان و زخم زبان آنها را نداریم. حضرت به حاجب فرمود: اجازه بده وارد شوند، آنها داخل شده و سلام کردند، حضرت پاسخ نفرمود و اذن نشستن نداد، و به حال وقوف متوقّف بودند. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا این جفای بزرگ و
- «بحار الانوار» ج ٦ ص ٧٥ به نقل از «احتجاج».
- در نسبت این تفسیر به حضرت امام حسن عسکری علیه السلام کلام بسیار است، و چون متضمّن بعضی از مطالبی است که از هر عالمی فضلاً از امام صادر نمیشود نمیتوان آن را به امام نسبت داد. مرحوم بلاغی( ره) در مقدمۀ تفسیر خود «آلاءُ الرّحمن» شواهدی بر علیه صحّت این تفسیر و استنادش به امام اقامه میفرماید.
