
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
88باشد او دوست ماست، و کسی که گناه کند او دشمن ماست، و کسی را قدرتی نیست که به ولایت ما برسد مگر به عمل صالح و اجتناب از افعال ناپسند».
و از «امالی» شیخ طوسی روایت است با سند متّصل خود از سلیمان بن مهران قالَ:دَخَلْتُ عَلَی الصّادِقِ جَعْفَر بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنَ الشِّیعَةِ وَ هُوَ یَقُولُ: مَعاشِرَ الشِّیعَةِ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لاتَکُونُوا عَلَیْنا شَیْناً، قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا اَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوها عَنِ الْفُضُولِ وَ قُبْحِ الْقَوْلِ.1
سلیمان بن مهران اَعْمَش گوید: «من بر حضرت جعفر بن محمد امام صادق علیه السّلام وارد شدم و در نزد آن حضرت جماعتی از شیعیان بودند و آن حضرت به آنها میفرمود: ای جماعت شیعه! شما همیشه با کردار پسندیده و افعال شایسته زینت ما باشید به طوری که هر کس شما را ببیند و اخلاق ستودۀ شما را مشاهده کند به ما نزدیک گردد، و تحسین و تمجید نماید. و هیچگاه موجب بدنامی ما نشوید که به کردار زشت خود، مردم، ما را هم که معلّم شما هستیم بد بدانند، و از دین خدا منحرف شوند. زبانهای خود را از گفتار بیجا و بیفائده حفظ کنید، و از افشای سرّ خودداری نمائید، و از زیادهگوئی و کلام زشت و طَعن و سَبّ و شتم و لَمْز و هَمْز جلوگیری کنید».
و از کتاب «مشکاة» با سند خود از مِهزَم روایت است که میگوید: دَخَلْتُ عَلی اَبِیعَبْدِاللَهِ علیه السّلام فَذَکَرْتُ الشِّیعَةَ فَقالَ: یَا مِهْزَمُ اِنَّما الشِّیعَةُ مَنْ لاَیَعْدُو سَمْعَهُ صَوْتُهُ، وَ لاَشَجَنُهُ بَدَنَهُ، وَ لاَیُحِبُّ لَنا مُبْغِضاً، وَ لاَیُبْغِضُلَنا مُحِبّاً،ولایُجالِسُ لَنا غالِیاً ،وَلایَهِرُّهَریرَ الْکَلْبِ، وَلاَیَطْمَعُ طَمَعَ الْغُرابِ، وَ لایَسْألُ النّاسَ وَاِنْ ماتَ جُوعاً، الْمُتَنَحِّی عَنِ النّاسِ، الْخَفِیُّ عَنْهُمْ، وَ اِنِ اخْتَلَفَتْ بِهِمُ الدّارُ لَمْ تَخْتَلِفْ اَقاویلُهُمْ، اِنْ غابُوا لَمْ یُفْقَدُوا2، وَ اِنْ حَضَرُوا لَمْ یُؤْبَهْ بِهِمْ، وَ اِنْ خَطَبُوا لَمْ یُزَوَّجُوا، یَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْیا وَ حَواائِجُهُمْ فِی صُدُورِهِمْ، اِنْ لَقُوا مُؤْمِناً اَکْرَمُوهُ، وَ اِنْ لَقُوا کافِراً هَجَرُوهُ، وَ اِنْ اَتاهُمْ ذُوحاجَةٍ رَحِمُوهُ، وَ فِیاَمْوَالِهِمْ یَتَواسَوْنَ. ثُمَّ قَالَ: یَا مِهْزَمُ قَالَ جَدّی رَسُولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم لِعَلِیٍّ رِضْوَانُ اللَهِ عَلَیْهِ: یَا عَلِیُّ کَذَبَ مَنْ
- «بحار الانوار» ج ١٥ کتاب الایمان ص ١٤٢.
- در این طبع از «بحار» لم یُفْقَدوا آمده است، ولی در طبع حروفی که ج ٦٨ ص ١٧٩ است لم یفتقدوا آمده است و این لفظ ظاهراً اقرب است، زیرا معنایش این میشود که: در وقت غیبتشان، کسی از آنها سراغ نمیگیرد؛ گرچه لفظ لم یُفْقَدوا نیز غلط نمیباشد.
