اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج3

0
اعتقادات

جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم متابعت از اعلم  • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مرده‌ایم  • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی  • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است  • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • صفات و نشانه‌های شیعه  • احوال سنّی‌های مستضعف و عاقبت آنها  • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه  • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر

امام شناسی ج3

50
  • جُرَیْج و تفسیر مقاتل بن سلیمان و تفسیر وَکیع بن جَرّاح و تفسیر یوسف بن موسی القَطّان و تفسیر قَتادة و تفسیر ابی عُبَیْدة القاسم بن سلاّم و تفسیر علیّ بن حرب الطّائی و تفسیر السّدّی و تفسیر مجاهد و تفسیر مُقاتل بن حیّان و تفسیر ابی صالح؛ و هر یک از صاحبان این تفاسیر از بزرگان و معاریف اهل سنّت‌اند،) از انس بن مالک روایت می‌کند که او می‌گوید: ما در محضر رسول اکرم نشسته بودیم و از مردی یاد می‌کردیم که نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد و تصدّق می‌کند و زکات می‌دهد. حضرت رسول اکرم به ما فرمود: من او را نمی‌شناسم. گفتیم: ای رسول خدا او بندۀ خداست، تسبیح می‌کند، تقدیس می‌کند و خدا را به وحدانیّت یاد می‌کند. حضرت فرمود: من او را نمی‌شناسم. در این بین که ما در مذاکره و بیان حالات آن مرد بودیم ناگاه ظاهر شد، عرض کردیم: این است آن مرد مؤمن و عابد، حضرت رسول اللَه به او نظری کردند و به ابو بکر گفتند: این شمشیر مرا بگیر و به دنبال او برو و گردن او را بزن، چون او اوّل کسی است که از حزب شیطان فتنه می‌انگیزد. ابو بکر داخل مسجد شد دید آن مرد در حال رکوع است، با خود گفت: سوگند به خدا که این مرد را نخواهم کشت، چون رسول اللَه ما را از کشتن نمازگزاران منع نموده است. برگشت خدمت حضرت رسول اکرم، و عرض کرد: یا رسول اللَه من او را در حالت نماز دیدم، حضرت فرمود: بنشین تو اهلیّت کشتن او را نداری. برخیز ای عمر شمشیر را از ابو بکر بگیر و برو در مسجد گردن او را بزن. عمر می‌گوید: شمشیر را از ابو بکر گرفتم و داخل در مسجد شدم، دیدم آن مرد در حال سجده است با خود گفتم: قسم به خدا که من او را نخواهم کشت چون کسی که از من بهتر بود (کنایه از ابو بکر) او را نکشت و در امان حفظ کرد، پس به خدمت حضرت رسول اللَه برگشتم و گفتم: ای پیغمبر خدا آن مرد در حال سجود بود. حضرت فرمود: بنشین ای عمر تو اهلیّت نداری. برخیز ای علی تو کشندۀ او هستی اگر یافتی او را، او را بکُش و در این صورت بین امّت من اختلافی هرگز پدیدار نخواهد شد. امیرالمؤمنین گوید: من شمشیر را گرفتم و داخل در مسجد شدم، او را ندیدم، برگشتم خدمت رسول اللَه و عرض کردم: یا رسول اللَه من او را ندیدم فقالَ لِی: یَا اَبَاالْحَسَنِ اِنَّ اُمَّةَ مُوسَی افْتَرَقَتْ اِحْدَی وَ سَبْعینَ فِرْقَةً، فِرْقَةٌ نَاجِیَةٌ وَ الْباقُونَ فِی النّار، وَ اِنَّ اُمَّةَ عیسیَ افْتَرَقَتِ اثْنَتَینِ وَ سَبْعیِنَ فِرْقَةً، فِرْقَةٌ ناجیَةٌ وَ الْباقُونَ فِی النّار، وَ اِنَّ اُمَّتی سَتَفْتَرِقُ عَلی ثَلاثٍ وَ سَبْعین فِرْقَةً،