
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
35کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد پس مردن او مردن مردم جاهلیّت است. و مردم در پیشگاه خدا معذور نیستند مگر زمانی که امام خود را بشناسند. و کسی که بمیرد و معرفت به امام خود پیدا کرده باشد برای او دیگر تفاوتی ندارد، ظهور آن امام جلو افتد یا عقب واقع شود. و کسی که بمیرد درحالیکه معرفت به امام خود حاصل کرده باشد مانند کسی است که زنده و با آن حضرت و در چادر آن حضرت باشد».
جهت دیگر بحث در روایت متواتره از رسول خدا آن است که: مراد از معرفت امام، معرفتِ شخص واحد در هر زمان است. همان طور که در حدیث جابر حضرت رسول اللَه یکایک را بالخصوص شمردند. و اجمالا اگر کسی بگوید که: من آل محمّد را قبول دارم، و از میان آنها امام معیّن و منصوص را برای خود امام قرار ندهد، مثلا محمّد ابن حنفیّه یا زید بن علیّ بن الحسین یا عبد اللَه بن موسی بن جعفر را امام خود بگزیند، باز به مرگ جاهلی مرده است.
ائمه طاهرین علیهم السّلام دارای خصوصیّاتی هستند که در افراد دیگر از ذرّیّۀ رسول خدا از بنی الحسن و بنی الحسین نیست و این امتیازات روحی و سعۀ قلبی و مقام ولایت باطنی منحصراً اختصاص به آنها دارد. و لذا در سه روایت از «غیبت» نعمانی سابقاً ذکر شد که ائمّۀ طاهرین افرادی را که به یکی از ائمّه نگرویدهاند، بلکه اجمالاً میگویند: امر ولایت از آل محمّد خارج نیست، ولی چون آنها با خود اختلاف دارند اگر آنها همگی تسلیم یکی شوند ما هم امامت او را گردن مینهیم، ضالّ و گمراه شمرده و فرمودند: اگر با این نیّت بمیرند به مرگ جاهلی مردهاند، با آنکه حلال آل محمد را حلال و حرام آنها را حرام میدانند و نماز میگزارند و زکات میدهند. چون معنی ندارد که همه جمع شوند و یک امام معیّن کنند، تعیین امام به دست کسی نیست و علاوه امام که نمیتواند تسلیم دیگری شود، و احیاناً اگر دیگران نیز حاضر نشدند تسلیم امام گردند در این صورت امامتِ امام ساقط نمیشود. پس تکلیف معرفت برداشته نمیشود، و با وجود اختلاف در بین ذرّیّۀ رسول خدا انسان باید به دنبال معرفت امام واقعی رفته و از جاهلیّت نجات یابد لذا در بین اصحاب ائمّه بسیاری بودند که بعد از رحلت امامی در امامت امام بعدی تردید و توقّف کردند و یا قائل به امامت دیگری از اولاد حضرت امیرالمؤمنین یا حضرت امام حسن و یا سایر ائمّه شدند، مانند کیسانیّه و فَطَحیّه و ناووسیّه و واقفیّه و زیدیّه و اسماعیلیّه و غیر آنها، و به مقتضای این
