
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
218جمع مؤنث بیاورد و بگوید: لِیُذْهِبَ عَنکُنَّ، وَ یُطهَّرَکُنّ و این جهت بدیهی است1.
و امّا جواب از آنکه آیۀ تطهیر در بین آیات راجعه به زنان رسول خداست و به وحدت سیاق باید راجع به زنان آن حضرت بوده باشد به چند وجه است:
اوّل ـ آنکه وحدت سیاق ظهوری بیش نیست و در مقابل نصّ، قابل اعتماد نیست؛ تمسّک به سیاق در مقابل نصّ، اجتهاد در مقابل نصّ است، و با وجود آن همه نصوص صریحۀ قطعیّه از شیعه و سنّی قریب به چهل طریق متفاوت از سنّت و شیعه و بیش از هفتاد سَنَد که همگی متّفق بودهاند بر آنکه شأن نزول آیه پنج تن هستند و با این نصوص یقینیّه دیگر برای وحدت سیاق چه ظهور و اعتباری خواهد بود؟!
دوّم ـ آنکه اگر مراد زنهای رسول خدا باشند باید ضمیر مخاطب مؤنّث باشد نه مذکّر، و این شاهد قوی و برهان ساطعی است بر آنکه مراد، زنهای رسول خدا نیستند.
سوّم ـ در کلام بُلَغاء و فُصَحاء جملههای استطرادیّه زیاد استعمال میگردد یعنی در عین حالی که در سخن گفتن با شخص یا جماعت خاصّی مواجهاند، ناگهان روی خطاب را از آنها برگردانده جملۀ دیگری را برای افادۀ مقصود دیگری ذکر میکنند و دوباره دنبال مطلب اوّل را گرفته و با همان شخص یا همان جماعت به سخن میپردازند؛ مانند کسی که مشغول خطابه خواندن در حضور جماعتی است ناگهان در بین خطابه به خادم رو کرده و میگوید: چراغ را نزدیک بیاور، یا بلندگو را روشن کن، و نظیر این جملههای استطرادیّه در قرآن کریم بسیار است. مثل قول خداوند تعالی در وقتی که سخن عزیز مصر را دربارۀ زلیخا بیان میکند که: ﴿إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ﴾، ﴿وَاسْتِغْفِرِي لِذَنْبِكِ﴾، عزیز مصر در بین این دو کلام متّصل به یکدیگر که هر دو خطاب با زلیخاست (این قضیه از مکر شما زنان است و مکر شما بزرگ است، ای زلیخا از این گناه خود توبه و استغفار کن) خطاب به یوسف نموده
- در «غایة المرام» ص ٢٨٩ حدیث سی و یکم از علی بن ابراهیم در تفسیر خود از ابی الجارود از حضرت باقر علیه السّلام در آیۀ تطهیر روایت اجتماع اهل بیت را در زیر کساء نقل میکند و پس از آن میگوید: قال ابو الجارود: و قال زید بن علیّ بن الحسین: انّ ذلک جهل من الناس الذین یزعمون انّما اراد بهذه الآیة ازواج النبیّ و قد کذبوا و أثموا، و ایم اللَه لو عنی بها ازواج النبیّ لقال: لیذهب عنکنّ الرجس و یطهّرکنّ تطهیرا و لکان الکلام مؤنّثا کما قال: و اذکرن ما یتلی فی بیوتکنّ و لستنّ کأحد من النّساء.
