
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
216بیان کرده و گفته است: علاوه بر دروغگوئی که داشته نزد علماء یهود و نصاری میرفته، و قرآن را طبق کتابهای آنها تفسیر مینموده است.
ابو حاتم بُستی گوید: کَانَ مُقاتِلٌ یَأخُذُ عَنِ الْیَهُودِ وَ النَّصَاری عِلْمَ القُرْآنِ الَّذی یُوافِقُ کُتُبُهُمْ. و لذا خداوند را به مخلوقات تشبیه مینموده است و برای خدا دست و پا و چشم و گوش و غیر ذلک قائل بوده است.
ابن خَلّکان گوید: مقاتل از مُرجِئه بوده است و از غُلات مُشبّهه. و جماعتی از اعلام مانند ابن حزم ظاهری در ص ٢٠٥ از جزء چهارم کتاب «فِصَل» و شهرستانی در کتاب «مِلَل و نِحَل» به این مطلب تصریح کردهاند.
در «میزان الاعتدال» در ترجمۀ مقاتل از ابو حنیفه نقل میکند که میگفت: جَهْم در نفی تشبیه آن قدر افراط کرده تا سر حدّی که گوید: إنَّهُ تَعالی لَیْسَ بِشیءٍ «خدا اصلاً چیزی نیست». و مقاتل در اثبات آن قدر افراط کرده که خدا را مانند مخلوقات دانسته است.
و بالجمله حال مردی که چنین باشد روایت او معلوم است که از درجۀ اعتبار ساقط و در نزد صاحبان دانش و معاریف جَرح و تعدیل، محتاج به بحث و اطالۀ کلام نیست و بالأخصّ در مثل آیۀ تطهیر و شأن نزول آن که تماسّ شدید عقیدتی با آنان داشته است. لیکن چون این حقایق بر بعضی از اعلام عامّه مخفی بوده برای رأی و روایت آنها وزنی قائل شدهاند.
در اینجا صرف نظر از همه این مطالب در متن و مُفاد روایات آنها با صرفنظر از شخصیّت آنان بحث میکنیم تا قدر و قیمت این روایات مجعوله مسلّم گردد.
از آنچه با دقّت و تأمّل در روایات وارده به دست میآید آن است که: در زبان عرب لفظ اهل را بر زنان استعمال نمیکنند مگر از باب توسعۀ در لغت و به نحو مَجاز.
در «صحیح مسلم» وارد است که از زید بن اَرقم سؤال کردند که مراد از اهل بیت در آیۀ تطهیر چیست، آیا زنان رسول خدا هستند؟ در پاسخ گفت: نه، سوگند به خدا زن با شوهرش زمانی زیست میکند و سپس مرد او را طلاق میدهد
