
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
215مردویه از سعید بن جبیر از ابن عبّاس به واسطۀ عکرمه ذکر کردیم به نظر میرسد که این دو روایت، روایت واحدی بوده و در روایت واحدی تدلیس شده و برای تعمیۀ افکار، عکرمۀ کذّاب را از او ساقط کردهاند.
و امّا مُقاتل بن سلیمان که او نیز راوی این حدیث است، او نیز از دروغگویان معروف و حدیثسازان مشهور است و در دروغگوئی از رفیقش عِکرمه دست کمی ندارد، و نسائی او را از جملۀ کذّابین و حدیثسازان قرار داده است1. و جوزجانی همان طور که در ترجمۀ مقاتل از «میزان الاعتدال» به دست میآید گفته است که: او کذّاب و جسور است2 و به منصور دوانیقی میگفته است: ببین چه حدیثی را میل داری من دربارۀ تو روایت کنم تا من آن را بسازم. و به خلیفه مهدی عبّاسی میگفته است: اگر بخواهی من برای شما احادیثی در شأن و فضیلت جدّ شما عبّاس بسازم! مهدی در جواب گفته است که ما احتیاج نداریم3.
سیّد شرف الدّین گوید: او از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین بوده و دَأب او این بود که روایاتی که در فضیلت و منقبت آن حضرت از رسول خدا وارد شده است از آن حضرت برمیگردانده و به دیگران نسبت میداده است تا جائی که دروغش آشکار و در بین مردم مفتضح و رسوا شد.
در «وَفَیات الأعْیان» ابن خَلّکان است که ابراهیم حربی گوید: مقاتل بن سلیمان (برای خاموش کردن نور امیرالمؤمنین و مبارزۀ علمی با آن حضرت) میگفت: سَلُونی عَمَّا دُونَ الْعَرْشِ «از عرش خدا گذشته، از آنچه پائین عرش است از من سؤال کنید». مردی گفت: وقتی که آدم ابو البشر حجّ کرد سر او را که تراشید؟ مقاتل در جواب او مبهوت شد.
جوزجانی گوید: شنیدم از اَبا الیَمان که میگفت: مقاتل اینجا آمد و پشت خود را به قبله نموده، به دیوار تکیه کرده گفت: سَلُونی عَمّا دُونَ العَرْشِ، و نظیر این ادّعا را در مکّه کرد، مردی برخاست و گفت: بگو ببینم اَمعاء و رودههای مورچه کجای اوست؟ مقاتل ساکت شد. و این حکایت را نیز ابن خَلّکان در شرح احوال مقاتل
- «دلائل الصدق» مظفّر ج ٢ ص ٩٥.
- «الکلمة الغرّاء» ص ٢١٣.
- در «الغدیر» ج ٥ ص ٢٦٦ این مطلب را از بعضی از معتمدین نقل کرده است.
