
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
214میکرده و عقیدۀ خود را در بین مردم منتشر مینموده است. و آیا در این صورت میتوانسته است شأن نزول آیه تطهیر را که دربارۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام است بیان کند و او را در بین مردمی که میخواهد آنها را از او برگرداند امام معصوم و مفترض الطّاعه قلمداد کند؟ ابداً!
او که مردی دانشمند بوده و خود میگوید: چهل سال در خانۀ ابن عبّاس بودم و برای مردم بیان حدیث و علم میکردم و طرق و فنون علم را آشناست، و چون مردی گناه کار و اهل معصیت و دروغ است لذا بهترین وسیله را برای اِغوای مردم و دعوت آنها به مذهب خوارج این میبیند که مدلول آیه را از اهل بیت عصمت منحرف کند و به زنهای پیغمبر که با آنها عداوتی ندارد نسبت دهد؛ و چون خود در زمان پیغمبر نبوده، لذا بهترین وسیلۀ استخدام، مولایش عبد اللَه بن عبّاس است که به این مرد وجیه و مورد احترام مسلمین نسبت دروغ دهد و بگوید: من که خانهزاد او هستم و چهل سال در خانۀ او تعلیم علم به مردم نمودم چنین میگویم که او گفته است، شأن نزول آیه دربارۀ زنهای رسول اللَه است. و لذا برای اثبات این مطلب، خود را تا سر حدّ مباهله حاضر کرده است، چرا در سائر مسائل خلافی ادّعای مباهله ننموده و فقط در این مسئله که با عقیدۀ او تماس داشته است ادّعای مباهله میکند؟
و از همین که خود او میگوید: لَیْسَ بالَّذی تَذْهَبُونَ «مراد از اهل بیت آنچه که شما مردم میپندارید نیست» خوب معلوم میشود که در جوّ فکری مردم، مراد از اهل بیت، آل عصمت بودهاند و عکرمه برای تحریف این فکر در بازارها ندا میکرده که ای مردم مراد، اهل بیت عصمت نیستند، تا سرحدّی که علیّ بن عبد اللَه بن عبّاس با تهدید و وعد و وعید نتواند او را از عملش باز دارد و مجبور شود در خانه با طناب یا زنجیر محبوسش کند که نتواند در میان مردم برود و از زبان پدرش دروغ بگوید، و یا به رسول خدا نسبت دهد.
این راجع به روایت عکرمه که هویّت و سندش معلوم شد و دروغش آشکار. گرچه در «اسباب النّزول» واحدی روایتی در این باره از سعید بن جبیر از ابن عبّاس بدون واسطۀ عکرمه نقل میکند1. لکن همانطور که از سیوطی روایتی را از ابن
- «اسباب النزول» ص ٢٦٧.
