
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
191حسین انداخته و گفت: خداوند فقط اراده کرده است که از شما خاندان رسالت هرگونه عیب و رجسی را برطرف گرداند و شما را پاک و منزّه و مبرّی از جمیع عیوب قرار دهد».
سیزدهم ـ استشهاد امّ سلمه به آیۀ تطهیر
اوّل ـ استشهاد اوست به این آیه در عصمت امیرالمؤمنین علیه السّلام وقتی که عُمرۀ همدانیّه نزد او آمده و از حال امیرالمؤمنین بعد از شهادت آن حضرت سؤال کرد. طحاوی در کتاب «مشکل الآثار» گفته است: قَالَتْ عُمْرَةُ الْهَمْدانیَّةُ: اَتَیْتُ اُمَّ سَلَمَةَ فَسَلَّمْتُ عَلَیْهَا فَقَالَتْ: مَنْ اَنْتِ؟ فَقُلْتُ: عُمْرَةُ الْهَمْدانیَّةُ.فَقَالَتْ عُمْرَةُ: یا اُمَّ الْمُؤْمِنیِنَ اَخْبِرینِی عَنْ هَذَا الَّرجُلِ الَّذی قُتِلَ بَیْنَ اَظْهُرِنَا فَمُحِبٌّ وَ مُبْغِضٌ ـ تُریدُ عَلِیَّ بْن اَبیطالبِ ـ قَالَتْ اُمُّ سَلَمَةَ: اَتُحِبِّینَهُ اَمْ تُبْغِضینَهُ؟ قَالَتْ: مَا اُحِبُّهُ وَ لاَ اُبْغِضُهُ... قَالَتْ: فَاَنْزَلَ اللَهُ هَذِهِ اْلاَیة ﴿إِنَّما يُرِيدُ اللَه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾ وَما فِی الْبَیْتِ اِلاّ جِبْریلُ وَ رَسُولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم وَ عَلیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام، فَقُلْتُ: یا رَسُولَ اللَهِ اَنَا مِنْ اَهْلِ الْبَیْتِ؟ فَقالَ: اِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَهِ خَیْراً، فَوَدِدْتُ اَنَّهُ قَالَ: نَعَمْ، فَکَانَ اَحَبَّ اِلَیَّ مِمّا تَطْلُعُ الشَّمْسُ وَ تَغْرُبُ1.
عمرۀ همدانیّه گوید: «من بر امّ سلمه وارد شدم و سلام کردم. گفت: که هستی؟ گفتم: من عمرۀ همدانیّه هستم ای امّ المؤمنین، مرا از حالات این مردی که در میان ما او را کشتند (مقصود علیّ بن أبیطالب است) آگاه کن چون بعضی از مردم دوستدار او هستند و بعضی دشمن او هستند و بغض او را در دل دارند.
امّ سلمه گفت: تو آیا او را دوست میداری یا دشمن؟ گفتم: نه دوست دارم و نه دشمن. (امّ سلمه در اینجا مطالبی را بیان کرد که در کتاب نوشته شده و جایش را خالی گذاردهاند) گفت: پس در آن وقت خدا این آیه را فرستاد که: خدا فقط اراده کرده است شما خانوادۀ رسالت را از هر زشتی و پلیدی پاک نموده و از هر عیب و علّتی مصون دارد. من عرض کردم: یا رسول اللَه من هم از اهل بیت هستم؟ حضرت فرمود: تو در نزد خدا صاحب درجهای هستی. سوگند به خدا دوست داشتم که پیغمبر
- «مشکل الآثار» ج ١ ص ٣٣٦.
