
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
173نبود که نصفش را بگیرد و نصفش را در دست آنان بگذارد، و اگر کارکنان و مأمورین او خائن نبودند حقّ نداشت که از اموال آنها چیزی بگیرد نه کم و نه زیاد. این مرد نصف اموال آنان را گرفت بدون حجّت شرعی؛ اگر فرضاً مال در دست آنان خیانت هم بود چون ظاهراً در یدِ آنها و در تصرّف آنها بود، بدون قیام بیّنه و گواهی شهود جایز نبود از دست آنان برباید. و عجیبتر آنکه پس از این عمل باز تمام عمّال و کارکنان را به پستهای خودشان اعاده داد و آنها را منصوب نمود در حالی که اگر خیانتی از آنها سرزده بود دیگر جایز نبود آنها را به کار خود منصوب کند.
آنگاه امیرالمؤمنین از حوادثی که به دست او پدید آمد و تغییراتی که او در سنّت پیغمبر اکرم داد بیان میفرماید تا میرسد به داستان فدک که فاطمه علیها السّلام در آن وقتی که میخواستند فدک را از او بگیرند گفت: مگر فدک در دست من نیست و من صاحب ید نیستم و وکیل من در فدک نیست و من در حیات رسول خدا از غلّۀ آن استفاده نمیکردم؟ آن دو نفر گفتند: بلی، فاطمه گفت: پس چرا در ملکیّت فدک از من بیّنه میخواهید و بر چیزی که در دست من است گواه میطلبید؟ گفتند: چون مال مسلمین است اگر بیّنه و شاهد بیاوری، از آن توست وگرنه ما آن را به تو نخواهیم داد. فاطمه در حالی که همۀ مردم در اطراف او بوده و گوش میدادند گفت: شما میخواهید عمل پیغمبر را با کردار خود نسخ و باطل کنید و در میان ما اهل بیت حکمی بر خلاف حکم سایر مسلمین بنمائید؛ ای مردم گوش فرا دارید و اعمال و بدعتهای آنان را نظر کنید. سپس به آن دو گفت: بگوئید: اگر من ادّعا کنم که آنچه در تحت تصرّف مسلمانان است و اموالی که از آن آنهاست ملک من است شما از من گواه میخواهید یا از آنان؟ گفتند: البتّه از تو گواه میخواهیم (چون در تصرّف تو نیست) فاطمه گفت: اگر تمام مسلمانان ادّعا کنند که آنچه در تصرّف من است مال آنهاست شما از من گواه میخواهید یا از آنان؟ در این حال (که حجّت فاطمه قاطع شد و از جواب فرو ماندند) عمر به غضب در آمد و گفت: این مال مال مسلمانان است و زمین مسلمانان است منتهی در دست فاطمه بوده و از غلّهاش بهرهمند میشده است اگر فاطمه اقامۀ بیّنه کند و گواه آورد بر مدّعای خود و بر آنکه رسول خدا این مال را به او بخشیده در حالی که فیء و مال مسلمانان بوده است ما در آن نظری خواهیم نمود.
فاطمه گفت: کافی است سخن، شما را به خدا سوگند آیا نشنیدید که رسول خدا
