
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
172غدیر خمّ دست او را گرفته باشد و گفته باشد: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ، اَللّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ غیر از من؟ گفتند: نَه.
فرمود: شما را به خدا سوگند آیا در میان شما کسی هست که سه سهم نصیب او باشد: یک سهم به جهت قرابت رسول خدا و یک سهم به جهت اختصاص به رسول خدا و یک سهم به جهت هجرت، غیر از من؟ گفتند: نَه.
فرمود: شما را به خدا سوگند آیا در میان شما کسی هست که خدا و رسول خدا درِ خانۀ او را به مسجد باز گذاردند آن وقتی که همۀ درها را بستند غیر از من؟ تا جائی که عموی من برخاست و گفت: یا رسول اللَه دستور فرمودی همۀ درها را ببندند امّا درِ علی را باز گذاردی؟! حضرت رسول فرمود: سوگند به خدا من علی را در مسجد جا و مقام ندادم، خدا او را مقام داد و شما را خارج کرد؟ همه گفتند: ای علی راست میگوئی. حضرت فرمود: بار پروردگارا شاهد باش، و خداوند شاهد کافی است»1.
سوّم ـ استشهاد حضرت فاطمۀ زهراء به آیۀ تطهیر راجع به فدک.
سلیم بن قیس گوید: من به مسجد پیغمبر رفتم و در آنجا حلقهای از مردم نشسته بودند که آنها همه هاشمی بودند غیر از سلمان و ابو ذر و مقداد و محمّد بن ابو بکر و عمر بن ابی سلمه و قیس بن سعد بن عباده. عبّاس به امیرالمؤمنین علیه السّلام عرض کرد: میدانی به چه علّت عمر از جمیع کارگردانان و عمّالش در شهرها غرامت گرفت و حقوق آنها را کم کرد مگر قنفذ را؟ حضرت نگاهی به اطراف کرد و اشک در چشمانش حلقه زد و سپس فرمود: به علّت آنکه قنفذ با تازیانه چنان ضربهای بر بازوی زهرا وارد آورد که تا زمان مرگ زهراء آثار آن تازیانه مانند دُمَل متورّم بود، و پس از آن میفرماید: عجب است از این امّت که محبّت این مرد و رفیقش را در دل دارند و در مقابل تمام کارهای او سر تسلیم فرود میآورند. اگر عمّال و کارکنان او خائن بودند و این مال را به خیانت تصرّف کردند بر او جایز نبود که مقداری از آن را در دست آنها باقی گذارد چون مال، فیْء و حقّ مسلمانان است و جایز
- «غایة المرام» ص ٢٩٢ حدیث چهل و یکم و ص ٦٤٢ حدیث بیست و هفتم. و نیز حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام استشهاد دیگری به آیۀ تطهیر در ضمن هفتاد منقبت خود بیان میفرماید و در «غایة المرام» ص ٢٩٥ به عنوان حدیث دوازدهم آمده است.
