اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج3

0
اعتقادات

جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم متابعت از اعلم  • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مرده‌ایم  • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی  • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است  • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • صفات و نشانه‌های شیعه  • احوال سنّی‌های مستضعف و عاقبت آنها  • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه  • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر

امام شناسی ج3

166
  •  و همچنین شیخ طوسی در «امالی» با اسناد متّصل خود از ابو ذر غفاری روایت کند که: اِنَّ عَلِیًّا وَ عُثْمانَ وَ طَلْحَةَ وَ الزُّبَیْرَ وَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ وَ سَعْدَ بْنَ اَبِی وَقَّاصٍ اَمَرَهُمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطّابِ اَنْ یَدْخُلُوا بَیْتاً وَ یَغْلِقُوا عَلَیْهِمْ بابَهُ وَ یَتَشاوَرُوا فِی اَمْرِهِمْ بَیْنَهُمْ ثَلاَثَةَ اَیَّامٍ، فَاِنْ تَوافَقَ خَمْسَةٌ عَلی قَوْلٍ واحِدٍ وَ اَبِی رَجُلٌ مِنْهُمْ قُتِلَ ذَلِکَ الرَّجُلُ، وَاِنْ تَوافَقَ اَرْبَعَةٌ وَ اَبِی اثْنانِ قُتِلَ اْلاِثْنانِ. فَلَمَّا تَوافَقُوا جَمیعاً عَلَی رَأیٍ واحِدٍ قَالَ لَهُمْ عَلِیُّ بْنُ اَبیطالِبٍ علیه السّلام: اِنّی اُحِبُّ اَنْ تَسْمَعُوا مِنِّی مَا اَقُولُ لَکُمْ فَاِنْ یَکُنْ حَقّاً فَاَقْبَلُوهُ وَ اِنْ یَکُنْ باطِلاً فَانْکِرُوهُ، قَالُوا: قُلْ، فَذَکَرَ فَضائِلَهُ عَنِ اللَهِ سُبْحانَهُ وَ عَنْ رَسُولِهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم وَ هُمْ یُوافِقُونَهُ وَ یُصَدِّقُونَهُ فیما قَالَ، وَ کانَ فیما قَالَ علیه السّلام: فَهَلْ فیکُمْ اَحَدٌ اَنْزَلَ اللَهُ فیهِ آیَةَ التَطْهیر حَیْثُ‌ یَقُولُ اللَهُ تَعالَی: ﴿اِنَّما يُريدُ اللَهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تطهيراً﴾ غَیِری وَ زَوْجَتِی وَ ابْنَیَّ؟ قَالُوا: لاَ.1

  •  ابوذر غفاری گوید: «عمر بن الخطاب امر کرد بعد از مرگ او شش نفر که علیّ بن أبی‌طالب و عثمان و طلحه و زبیر و سعد بن ابی وقّاص و عبد الرّحمن بن عوف باشند در منزلی رفته و در را به روی خود قفل کنند، و در امر خلافت مشورت نمایند تا مدّت سه روز، اگر پنج تن آنها رأیشان بر یکی قرار گرفت و یک نفر از موافقت خودداری کرد گردن او را بزنند. و اگر چهار نفر رأیشان بر یکی قرار گرفت و دو نفر از موافقت خودداری کردند گردن آن دو را بزنند. (و اگر سه نفر رأیشان بر یک نفر و سه نفر دیگر رأیشان بر یک نفر دیگر قرار گرفت رأی آن سه نفری که در آن عبد الرّحمن بن عوف است مقدّم است). و چون همۀ آن پنج نفر بر یک رأی توافق کردند حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام به آنها گفتند: دوست دارم آنچه را که به شما می‌گویم بشنوید اگر حقّ بود بپذیرید و اگر باطل بود ردّ کنید. گفتند: بگو، حضرت فضائل خود را از آیات قرآن که در شأن او نازل شده بود و فضائل خود را از زبان پیغمبر که دربارۀ او فرموده بود مفصّلاً بیان کرد، همۀ آنها موافقت می‌کردند و تصدیق می‌نمودند. از جمله گفتار حضرت راجع به مناقب خود، آن بود که فرمود: آیا در میان شما هست کسی که آیۀ تطهیر در شأن او نازل شده باشد غیر از من و زوجۀ من و دو پسر من؟ گفتند: نه».

    1. «غایة المرام» ص ٢٩٦ حدیث بیست و سوّم.