
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
163رضا علیه السّلام روایت میکند از پدرانش یکایک تا میرسد به حضرت سجّاد علیّ بن الحسین علیهما السّلام قَالَ: لَمّا اَتَی اَبوبَکْرٍ وَ عُمَرُ اِلَی مَنْزِلِ اَمیِرالْمُؤْمِنیِنَ علیه السّلام وَ خَاطَباهُ فِی الْبَیْعَةِ وَ خَرَجا مِنْ عِنْدِهِ خَرَجَ اَمِیُرالْمُؤْمِنیِنَ علیه السّلام اِلَی الْمَسْجِدِ فَحَمِدَ اللَهَ وَ أثْنَی عَلَیْهِ مِمَّا اصْطَنَعَ عِنْدَهُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ اِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ وَ اَذْهَبَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهیراً. ثُمَّ قَالَ: اِنَّ فُلاناً وَ فُلاناً اَتَیَانِی وَ طالَبَانِی لِلْبَیْعَةِ لِمَنْ سَبِیلُهُ اَنْ یُبَایِعَنِی، اَنَا ابْنُ عَمَّ النَّبِیِّ وَ اَبُو ابْنَیْهِ وَ الصِّدِّیقُ اْلاَکْبَرُ وَ اَخُو رَسُولِ اللَهِ، لاَیَقُولُهَا اَحَدٌ غَیْرِی اِلاَّ کاذِبٌ، وَ اَسْلَمْتُ وَ صَلَّیْتُ، وَ اَنَا وَصِیُّهُ وَ زَوْجُ ابْنَتِهِ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِیِنَ فَاطِمَةَ بَنْتِ مُحَمَّدٍ وَ اَبُوالْحَسَنِ و الْحُسَیْنِ سِبْطَیْ رَسُولِ اللَهِ وَ نَحْنُ اَهْلُ بَیْتِ الرَّحْمَةِ، بنا هَدَاکُمُ اللَهُ وَ بِنَا اسْتَنْقَذَکُمْ مِنْ الضَّلاَلَةِ، وَ اَنَا صاحِبُ یَوْمِ الرُّوحِ وَ فِی سَنَةُ سُورَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ، وَ اَنَا الْوَصِیُّ عَلَی اْلاَمْوَاتِ مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ وَ اَنَا ثِقَتُهُ عَلَی اْلاَحْیاءِ مِنْ اُمَّتِهِ فَاتَّقُوا اللَهَ یُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ. ثُمَّ رَجَعَ اِلَی بَیْتِهِ1.
حضرت سجّاد فرمود: «هنگامی که ابو بکر و عمر به منزل امیرالمؤمنین علیه السّلام آمدند و آن حضرت را امر به بیعت نمودند و حضرت نپذیرفت، چون از منزل خارج شدند حضرت به مسجد آمد و حمد و ثنای خدا را دربارۀ لطفهائی که به اهل بیت نموده چون در میان آنها رسولی را از خود آنها برانگیخت و آنان را از هرگونه پلیدی و زشتی مبرّی ساخته و بدون عیب و پاکیزه نمود، به جا آورده و سپس فرمود: فلان و فلان نزد من آمدند و مرا به بیعت خواندند، بیعت برای کسی که وظیفۀ او آن است که با من بیعت کند. من پسر عموی رسول خدا هستم و پدر دو فرزندش و من صدّیق اکبرم و من برادر رسول خدا هستم، کسی نمیتواند این ادّعا را غیر از من بنماید مگر آنکه دروغگو باشد، و اوّلین کسی هستم که اسلام آورده و نماز گزارده، و من وصیّ پیغمبرم و شوهر دختر او سیّدۀ زنهای بهشت فاطمه دختر محمّد، و پدر حسن و حسین دو فرزند رسول خدا هستم، و ما اهل بیت رحمتیم، به سبب ما خدا شما را هدایت کرد و از گمراهی نجات داد و من صاحب یوم روح هستم و در من قرار دارد آن سالی که در سورهای از قرآن وارد شده است2، و من وصیّ او بر
- «غایة المرام» ص ٢٩٩ حدیث بیست و هشتم.
- این دو جمله از جملات آن حضرت که ترجمه دو جمله «و أنا صاحب یوم الرّوح، و فیّ سنة سورة من القرآن» است؛ ظاهراً اشاره به تأویل و تفسیر آیۀ ٤ از سورۀ ٧٠: معارج است: ﴿تَعْرُجُ المَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ في يَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ﴾ (فرشتگان و روح به سوی او بالا میروند در روزی که اندازۀ آن پنجاه هزار سال است). یعنی روز صعود روح که روز قیامت و پنجاه هزار سال است در دست من است. و این سالی که در این سوره از قرآن یادآوری شده است در من منطوی است؛ و دربارۀ این مطلب ملای رومی در «مثنوی» جلد ٦ ص 550 سطر ٧ از طبع میرخانی گفته است:
پس محمّد صد قیامت بود نقد ** ز آنکه حلّ شد در فنائش حلّ و عقد
زادۀ ثانی است احمد در جهان ** صد قیامت بود او اندر عیان
زو قیامت را همی پرسیدهاند ** کای قیامت، تا قیامت راه چند
با زبان حال میگفتی بسی ** کی ز محشر حشر را پرسد کسی
به از این گفت آن رسول خوش پیام ** رمز موتُوا قَبْلَ مَوْتٍ ای کرام
همچنان که مردهام من قبل موت ** ز آن طرف آوردهام من صیت و صوت
پس قیامت شو قیامت را ببین ** دیدن هر چیز را شرط است این
