
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
158مَضْرُوبٌ ثُمَّ قَالَ: اللّهُمَّ هَؤُلاَءِ اَهْلُ بَیْتِی، الّلهُمَّ اَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهیراً. قَالَتْ اُمُّ سَلَمَةَ ـ رَضِیَ اللَهُ عَنْهَا ـ: فَاَنَا مَعَهُمْ یَا نَبِیَّ اللَهِ؟ قَالَ: اَنْتِ عَلَی مَکانِکِ وَ اَنَّکِ عَلَی خَیْرٍ1.
ابو سعید خُدری گوید: روزی بود که باید رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در نزد امّ سلمه باشد، جبرائیل بر رسول خدا نازل شد و آیۀ تطهیر را آورد. رسول خدا حسن و حسین و فاطمه و علی را به سوی خود خواند و همه را به خود چسبانید و لباسی به روی همه کشید، و امّ سلمه در پشت پرده بود، سپس رسول خدا عرض کرد: بار پروردگارا اینها اهل بیت مناند آنها را به مقام طهارت مطلقه برسان. امّ سلمه میگوید: عرض کردم: من هم با آنها هستم ای رسول خدا؟ فرمود: بر جای خود باش و حال تو نیک است».
حدیث بیستم ـ محبّ الدین طبری از «مسند» احمد حنبل و از دولابی تخریج کرده است از امّ سلمه: قالَتْ: بَیْنَمَا رَسُولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فِی بَیْتِهِ یَوْماً اِذْ قَالَتِ الْخَادِمُ2: اِنَّ عَلِیًّا وَ فَاطِمَةَ بِالسُّدَّةِ، قَالَتْ: فَقَالَ لِی: قُومی فَتَنَحَّی عَنْ اَهْلِ بَیْتِی، قَالَتْ: فَقُمْتُ فَتَنَحَّیْتُ فِی الْبَیْتِ قَریباً فَدَخَلَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةٌ وَ مَعَهُمْ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ هُمَا صَبِیّانِ صَغیِرانِ، فَاَخَذَ الصَّبِیَّیْنَ فَوَضَعَهُمَا فِی حُجْرِهِ وَ قَبَّلَهُمَا و اعْتَنَقَ عَلیًّا بِاحْدَی یَدَیْهِ وَ فاطِمَةَ بِاْلاُخْریَ وَ قَبَّلَ فاطِمَةَ وَ قَبَّلَ عَلیًّا فَاَغْدَقَ عَلَیْهِمْ خَمیصَةً سَوْدَاء ثُمَّ قَالَ: اللّهُمَّ اِلَیْکَ لا اِلَی النّارِ اَنَا وَ اَهْلُ بَیْتِی. قَالَتْ: قُلْتُ: وَ اَنَا یا رَسُولَ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْکَ؟ قَالَ: وَ اَنْتِ3.
امّ سلمه گوید. «یک روز که رسول خدا در منزل من بودند، ناگهان خادم آمد و گفت: علی و فاطمه در خانه ایستادهاند، حضرت به من فرمود: برخیز و از اهل بیت من دور شو. امّ سلمه گوید: من برخاستم و در ناحیهای از منزل نزدیک آنان توقّف کردم. در این حال علی و فاطمه وارد شدند و با آنها حسن و حسین بودند و آن دو، دو طفل صغیر بودند، حضرت آن دو طفل را بوسید و در دامن خود گذارد و یک دست بر
- «الدّرّ المنثور» ج ٥ ص ١٩٨، «مناقب» ابن المغازلی ص ٣٠٤ مع اختلاف لفظی. در «شواهد التنزیل» حسکانی از ص ٢٢ تا ص ٢٦ چندین روایت با سندهای مختلف از ابو سعید خدری نقل میکند.
- در «فصول المهمّه» به این لفظ آورده است که: بینما رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فی بیتی یوماً اذ قال الخادم ـ الخ.
- «ذخائر العقبی» ص ٢١ و ص ٢٢، «فصول المهمّه» ابن صبّاغ ص ٧.
