
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
153میکشند و بعد از مرگ او به فرزندانش ستم میکنند، و جبرائیل به من خبر داده است که در زمان ظهور قائم آنها، این ظلم از بین میرود و کلمه عزّت اهل بیت من بالا میرود و تمام امّت من در محبّت آنها مجتمع میگردند. در آن وقت عیبگوی آنها کم است و بدبین به آنها اندک و ثناگوی آنان بسیار است، و این فرج و گشایش در وقتی است که شهرها متغیّر گردد و اوضاع آنها دگرگون شود و بندگان صالح خدا ضعیف و ناتوان گردند و همه از فرج مأیوس شوند، در آن هنگام قائم ظهور کند و در میان آنها ظاهر شود.
پیغمبر فرمود: اسم او اسم من و اسم پدر او اسم پدر من است1، و او از فرزندان دختر من است. خداوند حقّ را به آنها ظاهر گرداند و باطل را با شمشیر آنها خمود فرماید، و مردم از آنها پیروی کنند، هم رغبت به آنها داشته باشند و هم از آنان در بیم و هراس. در این حال گریۀ پیغمبر ساکت شد و فرمود: ای جماعت مؤمنین، بشارت باد شما را به فرج، چون وعده خدا تخلّف ندارد و حکم خدا بازگشت ندارد و اوست خدای حکیم و خبیر، و حقّاً که فتح خدا نزدیک است، اَللّهُمَّ اِنَّهُمْ اَهْلی فَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهیراً. «خداوندا آنان اهل من هستند، آنها را از آنچه رجس است به نهایت درجه پاکیزه گردان، و آنها را متمتّع گردان و مورد رعایت خود قرار ده و خودت برای آنها باش و آنان را یاری کن و عزّت ده و ذلیل مگردان، و حقیقت مرا در میان آنها باقی گذار، إنَّکَ عَلَی مَا تَشاءُ قَدیرٌ2».
حدیث دوازدهم ـ خوارزمی موفّق بن احمد با سند متّصل خود روایت میکند از واثلة بن اسقع، قَالَ: لَمَّا جَمَعَ رَسُولُ اللَهِ عَلیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ تَحْتَ ثَوْبِهِ قَالِ: اللّهُمَّ قَدْ جَعَلْتَ صَلَواتِکَ وَ رَحْمَتَکَ وَ مَغْفِرَتَکَ وَ رِضْوانَکَ عَلَی اِبْراهیمَ وَ آلِ اِبْراهیمَ، اللّهُمَّ اِنَّهُمْ مِنّی وَ اَنَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَ رَحْمَتَکَ وَ مَغْفِرَتَکَ وَ رِضْوانَکَ عَلَیْهِمَ. قَالَ وَاثِلَةُ: وَ کُنْتُ واقِفاً بِالْبابِ فَقُلْتُ: وَ عَلَیَّ یا رَسُولَ اللَهِ بِاَبِی اَنْتَ وَ اُمّی ؟ قَالَ: اللّهُمَّ
- در صورت صحت و صدور این فقره ممکن است همان طور که صاحب «جنّات الخلود» برای حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام دو اسم به عنوان حسن و عبد اللَه قائل است در اینجا رسول اللَه نام پدر حضرت قائم را به عنوان عبد اللَه ذکر کرده است.
و قاضی شهاب الدّین دولتآبادی صاحب کتاب «هدایة السّعدآء» و مولی معین هَرویّ صاحب تفسیر «أسرار الفاتحة» نیز این مطلب را گفتهاند، و درکتاب «عَبقَریّ الحِسان» (طبع سنگی، ص ٦ از بساط سوّم) نقل کرده است.
و احتمال دارد جملۀ «و اسم پدر او اسم پدر من است» از جانب بعضی از راویان مخالف در حدیث اضافه شده باشد تا شخص مهدیّ علیه السّلام را بر محمّد بن عبداللَه منصور که یکی از خلفای عبّاسی است تطبیق دهند؛ چنانچه از رسول اللَه صلّی اللَه علیه وآله وسلّم جعل کردهاند که: از ماست قائم و از ماست منصور و از ماست سفّاح و از ماست مهدیّ. - این روایت را از خوارزمی در «غایة المرام» ص ٢٩٢ حدیث سی و نهم و از «امالی» طوسی در «غایة المرام» ص ٢٩٦ حدیث بیست و دوّم آورده است.
- در صورت صحت و صدور این فقره ممکن است همان طور که صاحب «جنّات الخلود» برای حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام دو اسم به عنوان حسن و عبد اللَه قائل است در اینجا رسول اللَه نام پدر حضرت قائم را به عنوان عبد اللَه ذکر کرده است.
