
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
150مجمع گویند روایت کند، مجمع گوید: دَخَلْتُ مَعَ اُمِّی عَلَی عائِشَةَ فَسَألَتْهَا اُمِّی قَالَتْ: رَأیتُ خُرُوجَکِ یَوْمَ الْجَمَلِ؟ قَالَتْ: اِنَّهُ کَانَ هَذَا مِنَ اللَهِ تَعالَی، فَسَألَتْهَا عَنْ عَلِیٍّ فَقالَتْ: سَألْتِنِی عَنْ اَحَبِّ النَّاسِ کانَ اِلَی رَسُولِ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم وَ لَقَدْ رَأیْتُ عَلیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَیْناً وَ قَدْ جَمَعَ رَسُولُ اللَهِ لغوفَ1 عَلَیْهِمْ ثُمَّ قَالَ: اللّهُمَّ هَؤُلاَءِ اَهْلُ بَیْتِی وَ خَاصَّتِی فَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهیراً. قَالَتْ: قُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَهِ اَنَا مِنْ اَهْلِکَ؟ فَقَالَ: تَنَحّی فَاِنَّکَ اِلَی خَیْرِ2.
مجمع گوید: «با مادرم به نزد عائشه رفتیم، مادرم گفت: دیدم که روز واقعه جمل بر امیرالمؤمنین علیه السّلام خروج کردی؟ عائشه گفت: این تقدیری از ناحیه خدای تعالی بود. مادرم دربارۀ علی سؤال کرد. عائشه در پاسخ گفت: از محبوبترین مردم در نزد رسول خدا از من سؤال کردی؛ سوگند به خدا دیدم علی را و فاطمه را و حسن و حسین را که همه را رسول خدا دور هم جمع کرده بود و پوشش به روی آنان کشیده بود و سپس گفت: «بار پروردگارا اینان اهل بیت من و خاصّۀ من هستند از آنها هرگونه رجس و پلیدی را بزدا و پاکیزه و طاهر گردان طاهر کردنی». من گفتم: ای رسول خدا! من از اهل تو نیستم؟ فرمود: دور شو از ما، تو به خیر هستی».
حدیث نهم ـ ثعلبی با سلسله سند خود از شدّاد بن عمّار روایت کند که گوید: من وارد شدم بر واثلة بن اسقع و نزد او جماعتی بودند پس سخن از علی به میان آمد، آن جماعت همگی او را سبّ و شتم کردند من هم او را شتم کردم. واثله گفت: میخواهی خبر بدهم تو را به چیزی که از رسول خدا شنیدم؟ قَالَ: اَتَیْتُ فاطِمَةَ صَلَواتُ اللَهِ عَلَیْها اَسْألُها عَنْ عَلِیٍّ فَقالَتْ: تَوَجَّهَ اِلَی رَسُولِ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فَجَلَسْتُ فَجاءَ رَسُولُ اللَهِ وَ مَعَهُ عَلِیٌّ وَ حَسَنَ وَ حُسَیْنٌ کُلُّ واحِدٍ مِنْهُمَا آخِذٌ بِیَدهِ حَتَّی دَخَلَ، وَ اَدْنَی عَلیّاً وَ فَاطِمَةَ فَاَجْلَسَهُما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ اَجْلَسَ حَسَناً وَ حُسَیْناً کُلَّ واحِدٍ مِنْهُمَا عَلَی فَخِذِهِ ثُمَّ لَفَّ عَلَیْهِمْ ثَوْبَهُ ـ اَوْ قَالَ: کَساهُ ـ ثُمَّ تَلاَهَذِهِ اْلاَیة: ﴿إِنَّما يُرِيدُ اللَه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ
- معنای لغوف مفهوم نشد ولی در «شواهد التنزیل» وارد است که: التفّ علیهم بثوبه، و التفع علیهم بثوب، و جمع رسول اللَه بثوب علیهم.
- «غایة المرام» ص ٢٨٨ حدیث هفدهم، و «شواهد التنزیل» ج ٢ ص ٣٧ از جمیع بن عمیر با مختصر اختلاف لفظی و ص ٣٨ و ص ٣٩.
