
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
144و تمام مذاهب اسلام از شیعه و سنّی متّفقاند که چون رسول خدا احساس رحمت نمودند اهل بیت را که این پنج نفر باشند در زیر کساء جمع نموده و کساء را به روی آنها انداختند و از خدا طلب رحمت کردند و عرض کردند:
«بار پروردگارا برای هر پیغمبری اهل بیتی است و اینان اهل بیت مناند، اینها آل محمّدند، صلوات و برکات خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست به درستی که تو حمید و مجید هستی». و امّ سلمه کساء را بالا زد و گفت: یا رسول اللَه من هم وارد شوم؟ حضرت فرمود: نه وارد نشو اینجا جای تو نیست و لیکن تو بر خیر خواهی بود. در این حال حضرت رسول اللَه دست خود را از گوشۀ کساء بیرون آورده و به سوی آسمان بلند کرد و عرض کرد: «خدایا این اهل بیت مرا از هر رجسی پاکیزه بدار و آنها را به مقام طهارت مطلقه برسان» که ناگهان این آیۀ مبارکه را جبرائیل امین نازل کرد: ﴿إِنَّما يُرِيدُ اللَه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾.
احادیث اهل سنّت و شیعه راجع به شأن نزول آیۀ تطهیر
ما در اینجا بعض از این روایات را که از طریق شیعه و سنّی روایت شده ذکر میکنیم و سپس در مُفاد و مفهوم این آیه بحث مینمائیم.
حدیث اول: عبد اللَه بن احمد حنبل با سلسله سند خود از عطاء ابن ابی ریاح از امّ سَلَمه روایت کند که: کانَ امُّ سَلَمَةَ تَذْکُرُ اَنَّ النَّبِیَّ کانَ فِی بَیْتِها فَاَتَتْهُ فاطمه علیه السّلام بِبُرْمَةٍ فیها حَرِیرَهٌ فَدَخَلَتْ بِها عَلَیْهِ، قَالَ: اُدْعی لِی زَوْجَکِ وَابْنَیْکِ، قَالَ: فَجاء عَلِیٌّ وَ حَسَنٌ وَ حُسَیْنٌ فَدَخَلُوا وَ جَلَسُوا یَأکُلُونَ مِنْ تِلْکَ الْحَریرَةِ وَ هُوَ وَ هُمْ عَلَی مَنامٍ لَهُ عَلَی دُکّانٍ تَحْتَهُ مَعَهُ کِساءٌ خَیْبَرِیٌّ، قَالَتْ: وَ اَنَا فِی الْحُجْرَةِ اُصَلّی، فَاَنْزَلَ اللَهُ تَعالَی هَذِهِ الآیَةَ: ﴿إِنَّما يُرِيدُ اللَه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. قَالَتْ: فَاَخَذَ فَضْلَ الْکِسَاءِ وَ کَسَاهُمْ بِهِ ثُمَّ اَخْرَجَ یَدَهُ فَاَلْوَی بِهَا اِلَی السَّماءِ وَ قَالَ: هَؤُلإءِ اَهْلُ بَیْتِی وَ خاصَّتِی، اللّهُمَّ فَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهیراً. قَالَتْ: فَاَدْخَلْتُ رَأسِیَ الْبَیْتَ وَ قُلْتُ: اَنَا مَعَکُمْ یا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ: اِنَّکِ اِلَی خَیْرٍ اِنَّکِ اِلَی خَیْرٍ1.
- «غایة المرام» ص ٢٨٧ حدیث دوّم و نیز در «غایة المرام» ص ٢٨٨ به عنوان حدیث شانزدهم از ثعلبی با اسناد خود از امّ سلمه آورده است، و نیز در «غایة المرام» ص ٢٩١ حدیث سی و هفتم از «فصول المهمّۀ» ابن صبّاغ مالکی آورده است. و همین خبر را با مختصر اختلافی در لفظ در «غایة المرام» ص ٢٩٥ حدیث چهاردهم از تفسیر قرآن محمّد بن عبّاس ماهیار شیعی با سلسله سند شیعه از امّ سلمه آورده است، و نیز در «غایة المرام» ص ٢٩٥ حدیث هفدهم از محمّد بن عباس ماهیار از امّ سلمه و به عنوان حدیث بیستم از «امالی» شیخ طوسی از امّ سلمه و به عنوان حدیث بیست و یکم نیز از «امالی» شیخ طوسی با سند دیگر از امّ سلمه آورده است. و نیز در «غایة المرام» ص ٢٩٩ حدیث سیام از ابو علی طبرسی از تفسیر ابو حمزۀ ثمالی از امّ سلمه آورده است، و در «ذخائر العقبی» ص ٢٢ و ص ٢٣ از «معجم» ابن قبائی آورده است و نیز چندین روایت دیگر از ترمذی در ص ٢١ آورده است. و در پاورقی از ص ٢٠٥ «فصول المهمّه» گوید: این حدیث را احمد حنبل در ص ٢٩٢ از جزء ششم «مسند» آورده و واحدی در تفسیر این آیه از کتاب «اسباب النزول» ص ٢٦٧ و ابن جریر در تفسیر خود و ابن المنذر و ابن ابی حاتم و ابن مردویه و طبرانی آوردهاند. و در «الدّرّ المنثور» ج ٥ ص ١٩٨ از ابن جریر و ابن منذر و ابن ابی حاتم و طبرانی و ابن مردویه آورده. و در «ینابیع المودّة» ص ١٠٧ مختصراً و در «نظم درر السّمطین» ص ٢٣٨ با مختصر اختلافی در لفظ، و «فصول المهمّۀ» ابن صبّاغ ص ٨ با مختصر اختلافی در لفظ و در «مناقب» ابن المغازلی ص ٣٠٤ مختصراً و در «مطالب السّئول» ص ٨ آورده است.
