اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج3

0
اعتقادات

جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم متابعت از اعلم  • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مرده‌ایم  • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی  • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است  • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • صفات و نشانه‌های شیعه  • احوال سنّی‌های مستضعف و عاقبت آنها  • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه  • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر

امام شناسی ج3

136
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] علماء تسنّن گفتند: ای پادشاه! آیا ما به تو نگفتیم که اینها ضعیف العقل هستند؟
      سلطان گفت: از علّت تمام این کارهائی که نموده است از او سؤال کنید!
      علماء گفتند: چرا به سلطان سجده نکردی؟! و آداب ملاقات سلطان را ترک نمودی!؟
      علاّمه گفت: رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم سلطان بود و مردم فقط به او سلام می‌کردند؛ و خدا می‌فرماید: ﴿فَإذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلي اَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِاللَهِ مُبارَكَةً﴾ ( سورۀ نور 24 ـ آیۀ 61).
      «پس در زمانی که در خانه‌ها وارد می‌شوید بر خودتان سلام کنید که این سلام تحیّت مبارکی از جانب خداوند است».
      و خلافی بین ما و شما نیست در اینکه سجده برای غیر از خدا جایز نیست!
      علماء عامّه گفتند: چرا در نزد سلطان نشستی؟
      علاّمه گفت: جائی غیر از آنجا خالی و فارغ نبود. و کلمات علاّمه را مترجم تماماً برای سلطان ترجمه می‌نمود.
      علماء گفتند: به چه علّت نعلین خود را در دست گرفتی، و با خود در مجلس آوردی؛ و این عملی است که از هیچ عاقل، بلکه از هیچ انسانی سر نمی‌زند؟
      علاّمه گفت: ترسیدم که حنفی‌ها آن را بدزدند، همچنان که ابو حنیفه نعل رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله را دزدید.
      حنفی‌ها گفتند و فریاد برآوردند که: حاشا و کلاّ ابداً چنین نیست؛ ابو حنیفه کی در زمان رسول خدا بود؟ تولّد ابو حنیفه بعد از صد سال از زمان وفات رسول خدا، واقع شد.
      علاّمه گفت: فراموش کردم؛ شاید آن کسی که نعل رسول خدا را دزدیده باشد شافعی بوده است.
      شافعی‌ها صیحه زدند و گفتند که: تولّد شافعی در روز وفات ابو حنیفه بوده است؛ و شافعی چهار سال در شکم مادرش ماند و به جهت مراعات ادب و احترام ابو حنیفه خارج نمی‌شد؛ و چون ابو حنیفه وفات یافت. شافعی از مادر متولّد شد؛ و نشو و نمای شافعی در دویست سال بعد از وفات رسول اللَه بوده است.
      علاّمه گفت: شاید آن دزد مالک بوده است!
      مالکی‌ها گفتند همان مطالبی را که حنفی‌ها گفته بودند.
      علاّمه گفت: شاید آن دزد أحمد بن حنبل بوده است!
      حنبلی‌ها نیز همان گفتار شافعی را گفتند.
      علاّمه در این وقت متوجّه به سلطان شد و گفت: ای پادشاه، دانستی که هیچ یک از رؤساء مذاهب اربعه در زمان رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله نبوده‌اند؛ و در زمان اصحاب رسول خدا نیز نبوده‌اند؛ و این مطلب یکی از بدعت‌های آنان است که از میان مجتهدین خود فقط این چهار نفر را انتخاب نموده‌اند؛ و اگر احیاناً در میان آنان فردی باشد که به مراتب از آن چهار نفر افضل باشد باز جایز نمی‌دانند که بر خلاف رأی یکی از این چهار نفر فتوا دهد.
      سلطان محمّد گفت: هیچ یک از این چهار تن در زمان رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله نبوده‌اند، و در زمان صحابه نیز نبوده‌اند؟ [ادامه در صفحه بعد]