
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
134مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾1.
«آن کسانی که بر آنها مصیبتی وارد گردد بگویند ما ملک خدا هستیم و به سوی او بازگشت میکنیم، بر آنها از طرف پروردگارشان صلوات و رحمت است و آنها راه یافتگانند». سیّد موصلی گفت: مصیبتهای علی و اولاد او چه بوده که مستحقّ صلوات باشند؟ علاّمه بعض از مصائب آنها را یکایک شمرد و سپس گفت: کدام مصیبت بر آنها از این بزرگتر است که مثل توئی ادّعا میکنی از اولاد آنها هستم و در عین حال در راه مخالفین آنها قدم بر میداری و بعض از منافقین را بر آنها ترجیح میدهی و چنین میپنداری که کمال در گروه کمی از جهّال است. حاضرین مجلس از کلام علاّمه بسیار خشنود شدند و بر سیّد خندیدند و بعضی از حاضرین مجلس بالبداهة این شعر را انشاء کرد:
اِذَا الْعَلَوِیُّ تابِعٌ ناصِبیًّا *** لِمَذْهَبِهِ فَما هُوَ مِنْ اَبیهِ وَکانَ الْکَلْبُ خَیْراً مِنْهُ طَبْعاً *** لاَنَّ الْکَلْبَ طَبْعُ اَبیهِ فیهِ2 «اگر سیّد علوی در مذهب خود تابع دشمن آل پیغمبر شود مسلّماً او فرزند پدرش نیست، و سگ طبعاً از او بهتر است چون در سگ طبع پدرش موجود است»3.
- سورۀ بقره ٢ ـ آیۀ ١٥٦ و ١٥٧.
- قضیّۀ سیّد موصلی را در «مجالس المؤمنین» در مجلس پنجم، ص ٢٤٦ ذکر کرده است.
- این حکایت را مرحوم نوری در خاتمۀ «مستدرک الوسائل» در فائده سوّم ص 460 آورده و ما ملخّص آن را ذکر کردیم و ظاهراً نوری( ره) از «مجمع التواریخ» حافظ ابرو آورده است چنانکه دکتر خان بابا بیانی از حافظ ابرو در «مجمع التواریخ» ( نسخۀ آقای ملک جلد سوّم ورق ٢٣٧) در تعلیقۀ ص ١٠١ تا ص ١٠٤ از ذیل «جامع التواریخ» رشیدی که آن نیز تألیف حافظ ابرو است نقل کرده است.
و امّا در خود ذیل «جامع التواریخ» از ص ١٠٠ تا ص ١٠٣ حافظ ابرو علّت قبول کردن الجایتو مذهب شیعه را به نهایت اختصار آورده است، آنجا که گوید: و در ایّام اعتبار خواجه سعد الدّین آوجی، سیّد تاج الدّین آوجی که محتدش از آوه و مولود به کونه و در نشو و نما به مشهد امیرالمؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه السّلام، پیش سلطان اعتبار تمام یافت؛ و سلطان را بر مذهب شیعه تحریص مینمود؛ سلطان به تقلید او مذهب شیعه قبول کرد؛ و به غایتی رسید که مدّتی مدید نام شیخین و عثمان در خطبه ترک کردند؛ و بر نام علی علیه السّلام از خلفا اختصار کرد.
و در تاریخ «حَبیبُ السّیرِ» در جلد سوّم ص ١٩١ از طبع خیّام سنه ١٣٣٣ شمسی، غیاث الدّین بن هِمام الدّین حسینی که معروف به خواند امیر است گوید:؟ [ادامه در صفحه بعد]
