
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
125نمود، آنان که اهل تقوا و عمل صالح و تسلیم اوامر خدا و رسول خدا بودهاند روایتشان را از رسول خدا پذیرفت و کلام آنها را که مطابقه با کتاب و سنّت کند قبول کرد، و آنان که تسلیم اوامر خدا و رسول خدا نبوده و از آنان خلافی در زمان رسول خدا یا بعد از رحلت آن حضرت سرزده است نه کلام آنها را پذیرفت و نه روایتشان را از رسول خدا قبول کرد، و الاّ متابعت از باطل بوده و طبق صراحت آیۀ قرآن منع شده است.
این یک جهت، مخالفت شیعه با عامّه است در اصول.
جهت مخالفت شیعه با عامّه در فروع
و امّا جهت مخالفت شیعه با آنان در فروع این که: عامّه میگویند: در عمل به احکام باید از یکی از علمای مذاهب اربعه پیروی کرد، یا از ابو حنیفه یا از شافعی و یا از مالک و یا از احمد بن حنبل، و غیر از آراء آنان مجزی و کافی نیست. شیعه میگوید: کتاب خدا بر همه افراد بشر نازل شده و همه افراد حق استفاده از آن را دارند و پیامبر اکرم واسطه نزول وحی خدا برای استفاده بشر است.
﴿وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ﴾1. «ای پیغمبر، ما قرآن را به سوی تو فرستادیم تا آنکه برای مردم بیان کنی و روشن سازی آنچه را به سوی آنان نازل شده است و به امید آنکه تفکّر کنند».
کلام و سنّت رسول خدا نیز برای هر شخص عاقل حجّت است. به چه علّت مسلمانان نتوانند خود در کتاب خدا نظر نموده و سنّت رسول خدا را نیز ضمیمه نموده و از آن دو استفاده حکم شرعی خود را بنمایند، و باب اجتهاد مسدود شود؟ آیا دین اسلام دین علم نیست؟ آیا تقلید برای همۀ افراد بشر غیر از این چهار نفر واجب شده است؟ آیا ممکن نیست فردی از مسلمانان با تحصیل علم و کاوش در پیدا کردن مراد از آیات و تفحّص در سیره رسول خدا پایۀ دانشش از هر فرد از این چهار تن بالا رود؟ به چه مجوّز عقلی این مرد عالم باید از اینها تقلید کند و حقّ نداشته باشد فتوائی مخالف آنان بدهد، و خود و دیگران را زندانی در فتاوای آنان کند؟ این منطق، خلاف منطق
- سورۀ نحل ١٦ ـ آیۀ ٤٤.
