اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج3

0
اعتقادات

جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم متابعت از اعلم  • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مرده‌ایم  • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی  • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است  • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • صفات و نشانه‌های شیعه  • احوال سنّی‌های مستضعف و عاقبت آنها  • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه  • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر

امام شناسی ج3

122
  • می‌بینیم بسیاری از آیات قرآن در مذمّت و توبیخ و عتاب و مؤاخذۀ بعضی اصحاب نازل شده است و روایاتی را بزرگان اهل تسنّن نقل نموده‌اند که دلالت بر انحراف بعضی از صحابه و بیزاری رسول خدا از آنها و عدم قبول شفاعت آن حضرت دربارۀ آنها است. در عین حال به مجرّد آن که کسی نام صحابی بر خود گرفت چگونه طاهر و مطهّر می‌شود و از هر گونه نقص و عیب، مادر زاد بیرون می‌آید؟ مگر این همه اختلافات و مشاجرات و منازعات و قتال در زمان حضرت رسول اللَه و بعد از آن حضرت در میان اصحاب واقع نشد؟ پس چگونه بدون چون و چرا چشم بسته باید آنها را خوب دانست و سخن آنها را پذیرفت؟ دین اسلام دین علم و واقع‌بینی است، چگونه می‌شود امر به تبعیّت از باطل کند و سخن افراد مجهول الحال را بدون تفحّص و تجسّس در صحّت و سقم آن لازم الاتّباع داند.

  •  مگر قرآن مجید نمی‌فرماید: ﴿وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ‌﴾1. «از آنچه به آن علم نداری پیروی مکن». مگر نمی‌فرماید: ﴿إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً﴾2. «به درستی که گمان، انسان را نسبت به چیزی از حقّ بی‌نیاز نمی‌کند».

  •  در روایت صحیح عامّه آمده است که حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمودند: روز قیامت که می‌شود بَیْنا اَنَا قائِمٌ اِذا زُمْرَهٌ حَتّی اِذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَیْنی وَ بَیْنِهِمْ، فَقالَ: هَلُمَّ. فَقُلْتُ: اَیْنَ؟ قالَ: اِلَی النّارِ وَ اللَهِ. قُلْتُ: وَ ما شَأنُهُمْ؟ قالَ: ارْتَدُّوا عَلی اَدْبارِهِمُ الْقَهْقَری، ثُمَّ اِذا زُمْرَهٌ حَتی اِذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَیْنی وَ بَیْنِهِمْ، فَقالَ: هَلُمَّ، قُلْتُ: أیْنَ ؟ قالَ: اِلَی النّارِ وَ اللَهِ. قُلْتُ: ما شَأنُهُمْ ؟ قالَ: اِنَّهُمُ ارْتَدُّوا عَلی اَدْبارِهِمُ الُقَهْقَری، فَلا أراهُ یَخْلُصُ اِلاّ مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ‌3.

  •  «حضرت رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمودند: چون قیامت برپا شود در هنگامی که من در صحرای محشر ایستاده‌ام ناگهان جماعتی را می‌آورند و چون من آنها را شناختم

    1. سورۀ اسراء ١٧ ـ آیۀ ٣٦.
    2. سورۀ النجم ٥٣ ـ آیۀ ٢٨.
    3. «الغدیر» ج ٣ ص ٢٩٧.
      این روایت خالی از تشویش لفظی نیست، اوّلاً ـ باید هلمُّوا باشد نه هلمَّ. ثانیا جمله فلا أراه یخلص باید فلا أراها تخلص باشد، مگر اینکه گفته شود افراد هلمّ به اعتبار افراد لفظ زمرة است. و امّا تذکیر ضمیر به اعتبار رجوع به شی‌ء و مَن و امثال آنها از الفاظ مبهمه بوده باشد.