اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج3

0
اعتقادات

جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم متابعت از اعلم  • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مرده‌ایم  • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی  • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است  • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • صفات و نشانه‌های شیعه  • احوال سنّی‌های مستضعف و عاقبت آنها  • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه  • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر

امام شناسی ج3

119
  •  گفتم: و امّت می‌گویند که: تو متعۀ نساء را حرام کردی در حالی که از طرف خدا جایز شمرده شده است، و ما در سابق با یک کفّ از طعام استمتاع می‌نمودیم و بعد از سه استمتاع در سه مرحلۀ متفاوت جدائی ابدی حاصل می‌کردیم‌1. گفت: رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم متعه را در زمان ضرورتی جایز شمرد و سپس مردم به وسعت و گشایش رسیدند و از آن به بعد یاد ندارم یکی از مسلمانان به آن عمل کرده، یا آن عمل را تکرار کرده باشد و الآن هم اگر کسی بخواهد با یک کفّ از طعام عقد کند و بعد از سه طلاق مفارقت جوید مانعی ندارد، و من در حکم به تحریم متعه کار صحیحی انجام دادم.

  •  گفتم: و چنین حکم کرده‌ای که اگر کنیزی از مولای خود بچّه‌ای بزاید فوراً آزاد می‌شود با آنکه مولا او را آزاد نکرده باشد. گفت: اَلْحَقْتُ‌ حُرْمَةً بِحُرْمَةٍ و ما اَرَدْتُ اِلاَّ الْخَیْرَ وَ اَسْتَغْفِرُ اللَهَ‌2.

    1. ممکنست معنای و نفارق عن ثلاث بطلاق این باشد که بعد از سه روز استمتاع رها می‌کردیم.
    2. در روایات اهل بیت، سنّت رسول خدا بر این است که چنانچه کنیزی از مولای خود بچه آورد و امّ ولد گردد آن کنیز بعد از مردن مولا از سهمیّۀ ارث بچّۀ خود آزاد می‌شود یعنی قهراً به بچّه می‌رسد و چون بچّه مالک مادر خود نمی‌تواند بشود قهراً آزاد می‌شود. امّا در زمان حیات مولا بدون آنکه مولا اختیاراً او را آزاد کند آزاد نمی‌شود، ولی عمر می‌گوید: من به جهت احترام امّ ولد این حکم را کردم گرچه مخالف حکم رسول خدا باشد.