
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
111كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ﴾.1 «و ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست باطل نیافریدیم، این گمان کسانی است که کافر شده (و چهره واقعیّت و حقیقت را نسبت به خدا و رسول خدا پوشانیدهاند) و وای بر چنین افراد حقپوش از آتش دوزخ».
بنابراین مراد رسول خدا از پیوستن به جماعت، جماعت حقّ است نه باطل. دینی که بر اساس عدل و حقّ آمده و تمام کلّیّات و جزئیّات خود را بر این اساس پایهگذاری میکند چگونه پیوند با جماعت باطل را حقّ میشمارد؟ مراد از جمعیّت حقّ وصیّ رسول خدا و اهل بیت آن حضرت و شیعیان واقعی هستند که در نهایت درجه از سختیها تحمّل ورزیده، و در شدائد و مکاره با وجود نداشتن امکانات به دنبال باطل نرفته و از جمعیّت حقّ جدا نشدند.
ابراهیم خلیل گرچه یک انسان بیشتر نبود ولی روی عظمت روحی و ایمانی خداوند او را در قرآن مجید به لفظ امّت یاد میکند: ﴿إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾2 «ابراهیم حقّاً امتّی بود مطیع و منقاد خدا، پیوسته گرایشش به سوی حقّ بود و از مشرکان نبود». بنابراین مراد از جماعت، اهل حقّ هستند گرچه در اقلّیّت باشند همان طور که مرحوم صدوق فرموده است که: اَهْلُ الْجَماعَةِ اَهْلُ الْحَقِّ وَ اِنْ قَلوُّا؛ وَ قَدْ رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم اَنَّهُ قالَ: اَلْمُؤمِنُ حُجَّةٌ، وَ الْمُؤمِنُ وَحْدَهُ جَماعَةٌ3.
«اهل جماعت اهل حقّند گرچه عددشان کم باشد. و از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم روایت شده است که فرمود: مؤمن به تنهائی حجّت خداست بر خلق خدا، و مؤمن به تنهائی جماعت است».
بنابراین مراد از اتّصال به جماعت که رسول خدا توصیه میکند. جماعت حقّ است و شیعه فقط این دستور را رعایت کرده و عامّه تخلّف ورزیدهاند، و نتیجه آنکه شیعه اهل جماعت بوده و عامّه از اهل جماعت تخلّف ورزیدهاند.
شیعه اهل سنّت رسول خدا و رفض باطل است
و نیز شیعه میگوید: سنّت یعنی عمل کردن به گفتار رسول خدا و پیروی
- سورۀ ص ٣٨ ـ آیۀ ٢٧.
- سورۀ نحل ١٦ ـ آیۀ ١٢٠.
- «بحار الانوار» ج ٨ ص ٢.
